برگردان به زبان ساده
رسید نامه ای از حضرت وفا و شکفتم
چو بینوا که رسد ناگهش ز غیب نوائی
هوش مصنوعی: نامهای از سوی محبت دریافت کردم و مانند شخص بینوایی شگفتزده شدم که ناگهان صدایی از عالم غیب به او میرسد.
تمام زهر شکایت نهان به شکر شکری
همه معانی نفرین عیان به لفظ دعائی
هوش مصنوعی: تمام ناراحتیها و مشکلات خود را به شکرگزاری تبدیل میکنم و در حقیقت، تمام معنیهای ظاهری نفرین و بدگویی را با دعای خیر و نیکویی بیان میکنم.
ز بی وفائی من کرده شکوه و دل خود را
ز راه و رسم وفا کرده خوش به اسم وفائی
هوش مصنوعی: او از بیوفایی من شکایت کرده و در عوض دل خود را به اصول وفا عادت داده است و به همین خاطر به نام وفا افتخار میکند.
به جا نه اهل وفا با رفیق این گله داری
ولی بر این گله دارد زهی جواب بجائی
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به روابط انسانی و دوستیها اشاره میکند. او از کسی شکایت دارد که به جای داشتن وفاداری و صداقت با دوستان، فقط به انتقاد و نارضایتی میپردازد. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که این نوع برخورد و بیوفایی، پاسخی شایسته و قابل قبول نیست.
که هست شرط وفا گر رفیق درگه و بیگه
ز روی لطف بپرسی ز راه مهر برآئی
هوش مصنوعی: وفا و صداقت به معنای این است که اگر دوست یا رفیقی در آنجا حضور دارد، با نرمش و محبت از او بپرسی و با مهر و محبت به او نزدیک شوی.
بگویمش همه باشد اگر به رسم تعارف
چه می کنی به چه کاری چه می خوری بکجائی
هوش مصنوعی: اگر بخواهم با او صحبت کنم، باید بگویم که اگر به شیوه تعارف میخواهد صحبت کند، چه کار میکند؟ چه چیزی میخورد و به کجا میرود؟
نه آن که هر پس سالی چو بنگریش بگوئی
چو منعمی به فقیری چو خسروی به گدائی
هوش مصنوعی: اگر هر سال به او نگاه کنی، نمیتوانی بگویی که او مانند غنیای است که به فقیری کمک میکند یا مانند پادشاهی است که به گدا میبخشد.
بخوان و دعوت ما وقت وقت از چه نپوئی
به بزم صحبت آن گاه گاه از چه نپائی
هوش مصنوعی: به خواندن ما دعوت شدهای، چرا در این محفل گفتگو نیایی؟ چرا گاهگاه از این مجالس دوری؟
نخوانده نیست سوی خانه ی خدا ره و بنگر
چه حرفها به خدائیست تا به خانه خدائی
هوش مصنوعی: هرگز نمیتوان به خانهی خدا راه پیدا کرد بدون اینکه از قبل آماده باشی و ببینی که چه مطالبی دربارهی خداوند وجود دارد تا به آنجا برسی.