برگردان به زبان ساده
شباهنگام، کاین فیروزه گلشن
ز انوار کواکب، گشت روشن
هوش مصنوعی: در شب، این باغ زیبا به خاطر نور ستارهها روشن و درخشان شده است.
غزال روز، پنهان گشت از بیم
پلنگ شب، برون آمد ز ممکن
هوش مصنوعی: در اینجا به تصویر کشیده میشود که غزالی در طول روز به دلیل ترس از پلنگ شب، خود را پنهان میکند و در نتیجه، از دنیای امکان بیرون میآید. یعنی در شرایط خطرناک، موجودات به جایی امن و دور از خطر پناه میبرند.
روان شد خار کن با پشتهٔ خار
بخسته، دست و پا و پشت و گردن
هوش مصنوعی: باید از دقت و تلاش خود کم نکنید و در برابر سختیها و مشکلات استقامت نشان دهید. در این راه، تحمّل و پذیرش دشواریها لازم است تا به موفقیت برسید.
بکنج لانه، مور آرمگه ساخت
شده آزرده، از دانه کشیدن
هوش مصنوعی: در گوشه لانه، موری آشیانهای ساخته که از برداشت دانه ناراحت است.
برسم و راه دیرین، داد چوپان
در آغل، گوسفندان را نشمین
هوش مصنوعی: من به روش و سنت گذشته برمیگردم، مانند اینکه چوپان در آغل به گوسفندانش جایی برای نشستن و آرامش میدهد.
کبوتر جست اندر لانه راحت
زغن در آشیان بنمود مسکن
هوش مصنوعی: کبوتر در لانهاش در آرامش زندگی میکند، در حالی که زغن نیز در آشیانش خانهنشینی را به نمایش میگذارد.
جهانرا سوگ بگرفت و شباویز
بسان سوگواران کرد شیون
هوش مصنوعی: جهان را اندوهی فراگرفته و به مانند عزاداران، ناله و شیون زیادی در فضا طنینانداز شده است.
زمان خفتن آمد ماکیانرا
نچیده ماند آن پاشیده ارزن
هوش مصنوعی: زمان خوابیدن ماکیان فرارسیده و ارزنهایی که پاشیده شده هنوز جمعآوری نشدهاند.
نهاد از دست، مرد کارگر کار
که شد بیگاه وقت کار کردن
هوش مصنوعی: مرد کارگر وقتی نگران میشود که وقت کاری را از دست داده و باید در آن زمان به کار بپردازد.
هم افسونگر رهائی یافت، هم مار
هم آهنگر بیاسود و هم آهن
هوش مصنوعی: در اینجا به نظر میرسد که هم شخصی که دیگران را فریب میدهد، آزاد شده است و هم موجوداتی چون مار و آهنگری که کار میکند، استراحت کردهاند و حتی خود آهن نیز در آرامش به سر میبرد. این جمله نشاندهندهای فضایی از آرامش و رهایی است که در آن همه چیز در سکوت و آرامش به سر میبرد.
لحاف پیرزن را پارگی ماند
که نتوانست نخ کردن بسوزن
هوش مصنوعی: لحاف زن سالخورده دچار پارگی شده است و او نتوانسته است که آن را با سوزن و نخ وصله بزند.
بیارامید صید، آسوده در دام
بشوق شادی روز رهیدن
هوش مصنوعی: به آرامش رسیدن شکار، در دام با امید و شوقی که به روز رهایی منجر میشود.
دروگر، داس خود بنهاد بر دوش
تبرزن، رخت خود پوشید بر تن
هوش مصنوعی: کشاورز داس خود را بر دوش انداخت و چاقو به کمر بسته، آمادهی کار شد.
عسس بیدار ماند، آری چه نیکوست
برای خفتگان، بیدار بودن
هوش مصنوعی: نگهبان شب تب دار و بیدار است، و این برای کسانی که در خوابند، بسیار خوب است که کسی بیدار باشد تا از آنها مراقبت کند.
ببام خلق، بر شد دزد طرار
کمین رهگذاران کرد رهزن
هوش مصنوعی: دزد ماهری به بالای بام رفته و در کمین افرادی که از آنجا عبور میکنند نشسته است تا به آنها حمله کند.
ز بی خوابی شکایت کرد بیمار
که شد نزدیک، رنج شب نخفتن
هوش مصنوعی: بیمار از بیخوابی خود شکایت کرد و گفت: شبهایی که نتوانستهام بخوابم، عذابآور بودند.
بدوشیدند شیر گوسفندان
بیاسودند گاو و گاوآهن
هوش مصنوعی: شیر گوسفندان را دوشیدند و گاوها و گاوآهن در آرامش به سر میبرند.
خروش از جانب میخانه برخاست
ز بس جام و سبو در هم شکستن
هوش مصنوعی: صدای بلندی از سمت میخانه بلند شده است، به خاطر اینکه جامها و سبوها به شدت در هم شکسته شدهاند.
ز تاریکی، زمین بگرفت اسپر
ز انجم آسمان بر بست جوشن
هوش مصنوعی: از تاریکی، زمین پوشش خود را گرفت و آسمان با ستارهها در برابر او مانند زره بسته شده است.
ز مشرق، گشت ناهید آشکارا
چو تابنده گهر، از تیره معدن
هوش مصنوعی: از طرف مشرق، ناهید به وضوح نمایان شد، مانند جواهری درخشان که از دل یک معدن تاریک بیرون میآید.
شهاب ثاقب، از دامان افلاک
فرو افتاد، چون سنگ فلاخن
هوش مصنوعی: شهاب درخشان و روشن از آسمان پایین آمد، مانند سنگی که از فلاخن پرتاب میشود.
بنات النعش، خونین کرده رخسار
ز مویه کردن و از موی کندن
هوش مصنوعی: دختران نعش، با گریه کردن و کندن مو، چهرهشان را خونین کردهاند.
ثوابت، جمله حیران ایستاده
چو محکومان بهنگام زلیفن
هوش مصنوعی: ثوابت مانند افرادی هستند که حیرت زده و بدون حرکت منتظر میمانند، درست مثل محکومان در لحظههای اعدام.
به کنج کلبهٔ تاریک بختان
فروتابید نور مه ز روزن
هوش مصنوعی: در گوشهٔ کلبهای که شانس و سرنوشت بد در آن حاکم است، نوری از ماه از دریچهای وارد شد و تابید.
بر آمد صبحدم، مهر جهانتاب
بسان حور از چنگ هریمن
هوش مصنوعی: صبح دمید و خورشید همچون حوری زیبایی از دستان شیطان رها شد.
فرو شستند چین زلف سنبل
بیفشاندند گرد از چهر سوسن
هوش مصنوعی: زلفهای چین دار سنبل را آراسته و زیبا کردهاند و از چهرهی سوسن، غبار و کدورت را زدودهاند.
ز سر بگرفت سعی و رنج خود، مور
بشد گنجشک، بهر دانه جستن
هوش مصنوعی: از سر گرفت تلاش و زحمت خودش، مور به گنجشکی تبدیل شد تا دانهای پیدا کند.
نماند توسنی و راهواری
ز ناهمواری ایام توسن
هوش مصنوعی: در زندگی، به دلیل مشکلات و سختیهای زمانه، هیچ نشانی از آرامش و راحتی باقی نمانده است.
بدینگونه است آئین زمانه
زمانی دوستدار و گاه دشمن
هوش مصنوعی: اینطور است که فرهنگ زمانه گاهی دوست و حامی ماست و گاهی به دشمنی با ما برمیخیزد.
پدید آرد گهی صبح و گهی شام
گهی اردیبهشت و گاه بهمن
هوش مصنوعی: گاهی صبح میآید و گاهی شب، گاهی ماه اردیبهشت میرسد و گاهی بهمن.
دریغا، کاروان عمر بگذشت
ز سال و ماه و روز و شب گذشتن
هوش مصنوعی: افسوس که عمر ما مانند کاروانی سپری شد و سالها، ماهها، روزها و شبها یکی پس از دیگری گذشتند.
ز گیر و دار این دام بلاخیز
جهان تا هست، کس را نیست رستن
هوش مصنوعی: در میان مشکلات و دشواریهای این دنیا، تا زمانی که هست، هیچکس نمیتواند به راحتی از این گرفتاریها رهایی یابد.
اگر نیک و اگر بد گردد احوال
نیفتد چرخهٔ گیتی ز گشتن
هوش مصنوعی: اگر حال دنیا خوب یا بد شود، همچنان چرخ دنیای هستی به گردش خود ادامه میدهد.
دهد این سودگر، ایدوست، ما را
گهی کرباس و گاهی خز ادکن
هوش مصنوعی: این سوداگر به ما گاهی کرباس و گاهی خز میدهد، یعنی در دنیای هر روزی که زندگی میکنیم، گاهی چیزهای ساده و معمولی و گاهی چیزهای گرانقیمت و فاخر را به ما میرساند.
بدانش، زنگ ازین آئینه بزدای
بصیقل، زنگ را دانی زدودن
هوش مصنوعی: با دانش خود، کدر و زنگار را از این آئینه پاک کن؛ زیرا میدانی چگونه میتوان زنگ را زدود.
چو اسرائیلیان، کفران نعمت
مکن، چون هست هم سلوی و هم من
هوش مصنوعی: مثل اینکه نعمتها را نادیده بگیری، مانند بنیاسرائیل، چرا که هم احساس آرامش و راحتی داری و هم نعمتهای زیادی در اختیارت است.
کتاب حکمت و عرقان چه خوانی
نخوانده ابجد و حطی و کلمن
هوش مصنوعی: کتابهای حکمت و آموزههای عمیق چه فایدهای دارد، وقتی که کسی حتی الفبا را هم نخوانده باشد؟
حقیقت گوی شو، پروین، چه ترسی
نشاید بهر باطل، حق نهفتن
هوش مصنوعی: پروین، باید حقیقت را بگویی و از بیان آن نترسی، چرا که پنهان کردن حق به خاطر نادرستی جایز نیست.