برگردان به زبان ساده
سخن گفت با خویش، دلوی بنخوت
که بی من، کس از چه ننوشیده آبی
هوش مصنوعی: دلوی با خود صحبت کرد و در دلش گفت: بدون من، هیچکس از چه چیزی آب نخورده است.
ز سعی من، این مرز گردید گلشن
ز گلبرگ پوشید گلبن ثیابی
هوش مصنوعی: به خاطر تلاش و کوشش من، این منطقه به باغی زیبا تبدیل شده که پر از گلهای رنگارنگ است و مانند باغی پوشیده از گلهای بهاری به نظر میرسد.
نیاسودم از کوشش و کار کردن
نصیب من آمد ایاب و ذهابی
هوش مصنوعی: من از تلاش و کار کردن خسته نشدم و برکت زندگیام به رفت و آمد و تلاشهای من مربوط میشود.
برآشفت بر وی طناب و چنین گفت
به خیره نبستند بر تو طنابی
هوش مصنوعی: او عصبی شد و با طنابی که در دست داشت، گفت: بر تو هیچ چیزی نبستهاند که این گونه معذب به نظر میرسی.
نه از سعی و رنج تو، کز زحمت ماست
اگر چهر گل را بود رنگ و تابی
هوش مصنوعی: نه از تلاش و زحمات توست که گل، رنگ و زیبایی دارد، بلکه زیبایی آن نتیجه زحمت و تلاش ماست.
شنیدند ناگه درین بحث پنهان
ز دهقان پیر، آشکارا عتابی
هوش مصنوعی: ناگهان در این گفتگوی پنهانی، کشاورز پیر عتابی را به روشنی بیان کرد.
که آسان شمردید این رمز مشکل
نکردید نیکو سؤال و جوابی
هوش مصنوعی: شما این مسأله را خیلی ساده گرفتید و نه تنها به خوبی سؤال نکردید، بلکه جوابی هم نگرفتید.
دبیران خلقت، درین کهنه دفتر
نوشتند هر مبحثی را کتابی
هوش مصنوعی: آفرینندگان جهان، در این دفتر قدیمی هر موضوعی را به صورت یک کتاب ثبت کردهاند.
اگر دست و بازو نکوشد، شما را
چه رای خطا و چه فکر صوابی
هوش مصنوعی: اگر تلاش و کوشش نکنید، نه تصمیمات نادرستی به شما کمک میکند و نه اندیشههای درست.
ز باران تنها، چمن گل نیارد
بباید نسیم خوش و آفتابی
هوش مصنوعی: چمن تنها با باران به تنهایی نمیتواند گل بدهد؛ بلکه نیازمند نسیم لطیف و آفتاب هم هست تا شکوفا شود.
بهر جا چراغی است، روغنش باید
بود کار هر کارگر را حسابی
هوش مصنوعی: هر جا که نوری وجود دارد، باید منبع آن نیز تامین باشد. هر کسی باید حساب و کتاب ویژهای برای کار خود داشته باشد.
اگر خون نگردد، نماند وریدی
اگر گل نروید، نباشد گلابی
هوش مصنوعی: اگر خون تولید نشود، وریدی نیز باقی نخواهد ماند و اگر گل نروید، گلابی وجود نخواهد داشت.
یکی کشت تاک و یکی چید انگور
یکی ساخت زان سرکهای یا شرابی
هوش مصنوعی: یک نفر درخت مو کاشت و نفر دیگری انگور برداشت کرد. یکی از آن انگورها سرکه یا شراب درست کرد.
بکوه ار نمیتافت خورشید تابان
بمعدن نمیبود لعل خوشابی
هوش مصنوعی: اگر خورشید در کوه نمیتابید، لعل خوشرنگ در معدن وجود نداشت.
نشستند بسیار شب، خار و بلبل
که تا غنچهای در چمن کرد خوابی
هوش مصنوعی: بلبل و خار در طول شبهای زیادی در کنار هم نشستهاند و منتظرند تا ببینند آیا غنچهای در چمن خوابش میبرد یا نه.
برای خوشیهای فصل بهاران
خزان و زمستان کنند انقلابی
هوش مصنوعی: برای لذت بردن از شادیهای بهار، زمستان و پاییز تلاش میکنند تا تغییراتی ایجاد کنند.
ز آهو دل، از مطبخی دست سوزد
که تا گردد آماده، روزی کبابی
هوش مصنوعی: دل آهو در دستان آشپز میسوزد تا اینکه در روزی خاص آماده شود و به کبابی تبدیل شود.
بسی کارگر باید و کار، پروین
در آبادی هر زمین خرابی
هوش مصنوعی: برای آباد کردن هر سرزمینی که به ویرانی دچار است، نیاز است که تعداد زیادی از کارگران تلاش کنند و سختی کار را به جان بخرند.