برگردان به زبان ساده
به درویشی، بزرگی جامهای داد
که این خلقان بنه، کز دوشت افتاد
هوش مصنوعی: یک درویش را جامهای دادند که آنقدر بزرگ بود که بر دوش او نیفتاد و بر زمین افتاد.
چرا بر خویش پیچی ژنده و دلق
چو میبخشند کفش و جامهات خلق
هوش مصنوعی: چرا به خودت زحمت میدی و خودت را در لباس و ظاهر نامناسبی میپیچی، در حالی که دیگران به تو بهترین کفش و لباس را میدهند؟
چو خود عوری، چرا بخشی قبا را
چو رنجوری، چرا ریزی دوا را
هوش مصنوعی: وقتی خودت دچار نقص و عیب هستی، چرا دیگران را سرزنش میکنی؟ وقتی خودت در حال رنج و درد هستی، چرا به دیگران کمک نمیکنی تا درمان شوند؟
کسی را قدرت بذل و کرم بود
که دیناریش در جای درم بود
هوش مصنوعی: کسی قادر به بخشش و سخاوت است که ثروتش از حد معینی بیشتر باشد.
بگفت ای دوست، از صاحبدلان باش
بجان پرداز و با تن سرگران باش
هوش مصنوعی: دوست عزیز، به کسانی که دل بزرگ و عمیق دارند نزدیک شو و دلسوزی کن. با جان و دل زندگی کن و با بدن خود نیز آگاه و هوشیار باش.
تن خاکی به پیراهن نیرزد
وگر ارزد، بچشم من نیرزد
هوش مصنوعی: تن خاکی به لباس ارزشی ندارد و اگر هم داشته باشد، به نظر من ارزشش را ندارد.
ره تن را بزن، تا جان بماند
ببند این دیو، تا ایمان بماند
هوش مصنوعی: برای ادامه زندگی و حفظ جان، باید راهی را انتخاب کنی که باعث تقویت ایمان و روح تو شود. به دور از مشکلات و موانع، باید خود را از هر آنچه که مانع پیشرفت توست، دور نگه داری.
قبائی را که سر مغرور دارد
تن آن بهتر که از خود دور دارد
هوش مصنوعی: بهتر است کسی که مغرور است، خود را از زیباییهای ظاهری و تظاهر دور نگه دارد.
از آن فارغ ز رنج انقیادیم
که ما را هر چه بود، از دست دادیم
هوش مصنوعی: ما از مشکلات و سختیهای تسلیم شدن رها شدهایم، زیرا هر آنچه داشتیم را از دست دادهایم.
از آن معنی نشستم بر سر راه
که تا از ره شناسان باشم آگاه
هوش مصنوعی: به خاطر مفهوم خاصی که دارم، در جایی قرار گرفتم تا از افرادی که در مسیر هستند، بیشتر آشنا شوم و شناخت پیدا کنم.
مرا اخلاص اهل راز دادند
چو جانم جامهٔ ممتاز دادند
هوش مصنوعی: مرا صداقت و وفاداری افراد ویژه بخشیدند، مانند این که جانم را با لباس برجسته و مخصوصی آراستهاند.
گرفتیم آنچه داد اهریمن پست
بدین دست و در افکندیم از آندست
هوش مصنوعی: ما آنچه را که اهریمن پست به ما داد، در دست خود گرفتیم و آن را با همان دست دور انداختیم.
شنیدیم اعتذار نفس مدهوش
ازین گوش و برون کردیم از آن گوش
هوش مصنوعی: شنیدیم که نفس در حالت مدهوش عذرخواهی میکند، اما این را گوش دادیم و از گوش دیگر خارج کردیم.
در تاریک حرص و آز بستیم
گشودند ار چه صد ره، باز بستیم
هوش مصنوعی: در حالی که در دنیای پر از طمع و خواستههای بیپایان گرفتار شدهایم، هرچند که راههای زیادی را تجربه کردهایم، اما همچنان به ما اجازه پیشرفت و گشایش را نمیدهند.
همه پستی ز دیو نفس زاید
همه تاریکی از ملک تن آید
هوش مصنوعی: همه زشتیها و ضعفها از نفس خود انسان به وجود میآید و همه تاریکیها و مشکلات از جسم و دنیا ناشی میشود.
چو جان پاک در حد کمال است
کمال از تن طلب کردن وبال است
هوش مصنوعی: وقتی که روح انسان به کمال برسد، درخواست کمال از جسم او، مشکل و دردسر ایجاد میکند.
چو من پروانهام نور خدا را
کجا با خود کشم کفش و قبا را
هوش مصنوعی: من همچون پروانهای هستم که به سمت نور خدا جذب میشوم و نمیتوانم بار سنگینی مثل کفش و لباس را با خود ببرم.
کسانی کاین فروغ پاک دیدند
ازین تاریک جا دامن کشیدند
هوش مصنوعی: افرادی که این روشنایی خالص را مشاهده کردند، از این مکان تاریک دور شدند.
گرانباری ز بار حرص و آز است
وجود بی تکلف بی نیاز است
هوش مصنوعی: انسانی که به دنبال ثروت و قدرت است، به خاطر انباشت حرص و آز خود، احساس سنگینی و فشار میکند. اما فردی که بیتکلف و بینیاز است، زندگی سبکی دارد و از این بار رنج نمیبرد.
مکن فرمانبری اهریمنی را
منه در راه برقی خرمنی را
هوش مصنوعی: با کسی که ذاتش شیطانی است، همکاری نکن و در مسیر خود، به چیزی که ارزش ندارد اهمیت نده.
چه سود از جامهٔ آلودهای چند
خیال بوده و نابودهای چند
هوش مصنوعی: چه فایدهای دارد که ظرفی آلوده بر تن داشته باشیم، در حالی که برخی آرزوها و افکار به درست بودن آن ها اعتباری ندارند؟
کلاه و جامه چون بسیار گردد
کله عجب و قبا پندار گردد
هوش مصنوعی: وقتی که شخصی لباس و زیورآلات زیادی بر تن داشته باشد، ممکن است به خود ببالد و احساس کند که از دیگران بهتر و برتر است.
چو تن رسواست، عیبش را چه پوشم
چو بی پرواست، در کارش چه کوشم
هوش مصنوعی: وقتی بدن مایهی رسوایی است، چرا باید عیبش را بپوشانم؟ وقتی خود فرد از کارهایش بیپرواست، چه تلاشی میتوانم برای بهبود او بکنم؟
شکستیمش که جان مغزست و تن پوست
کسی کاین رمز داند، اوستاد اوست
هوش مصنوعی: ما به او ضربه زدیم چون جان، همانند مغز است و بدن همانند پوست. تنها کسی که این راز را میداند، استاد واقعی است.
اگر هر روز، تن خواهد قبائی
نماند چهرهٔ جان را صفائی
هوش مصنوعی: اگر هر روز انسان تنها به فکر ظاهری و زیباییهای فریبنده باشد، به تدریج روح و شخصیتش کلا از بین خواهد رفت و زیبایی واقعیاش محو خواهد شد.
اگر هر لحظه سر جوید کلاهی
زند طبع زبون هر لحظه راهی
هوش مصنوعی: اگر هر لحظه افکار و احساسات به ذهن انسان هجوم آورد، او در هر لحظه راهی برای بیان و آزاد کردن آنها پیدا میکند.