برگردان به زبان ساده
لالهای با نرگس پژمرده گفت
بین که ما رخساره چون افروختیم
هوش مصنوعی: لالهای به نرگسی که پژمرده است گفت: تماشا کن که ما چقدر زیبا و درخشان هستیم.
گفت ما نیز آن متاع بی بدل
شب خریدیم و سحر بفروختیم
هوش مصنوعی: ما هم آن کالا ارزشمند و بینظیر را در شب خریدهایم و صبحگاه آن را فروختیم.
آسمان، روزی بیاموزد ترا
نکتههائی را که ما آموختیم
هوش مصنوعی: آسمان روزی به تو درسهایی را خواهد آموخت که ما از آن بهرهمند شدیم.
خرمی کردیم وقت خرمی
چون زمان سوختن شد سوختیم
هوش مصنوعی: در زمان خوشی و شادابی، زندگی خوبی داشتیم، اما وقتی که زمان سختی و مصیبت رسید، رنج و سوختن را تجربه کردیم.
تا سفر کردیم بر ملک وجود
توشهٔ پژمردگی اندوختیم
هوش مصنوعی: با سفر کردن به دنیای وجودت، ما بار غم و اندوه را گردآوری کردهایم.
درزی ایام زان ره میشکافت
آنچه را زین راه، ما میدوختیم
هوش مصنوعی: زمانه، از آن راهی که ما دوخته بودیم، درزهایی ایجاد کرد و آنچه را ما جمع کرده بودیم، گسسته ساخت.