برگردان به زبان ساده
جوانی چنین گفت روزی به پیری
که چون است با پیریت زندگانی
هوش مصنوعی: جوانی یک روز از پیرمردی پرسید که زندگی در سن پیری چگونه است و چه طعم و حال و هوایی دارد.
بگفت اندرین نامه حرفی است مبهم
که معنیش جز وقت پیری ندانی
هوش مصنوعی: در این نامه نکتهای وجود دارد که معناش را تنها در زمان پیری میتوانی بفهمی.
تو، به کز توانائی خویش گوئی
چه میپرسی از دورهٔ ناتوانی
هوش مصنوعی: تو که قدرت و توانایی داری، چرا از کسانی که در ناتوانی به سر میبرند، سوال میکنی؟
جوانی نکودار، کاین مرغ زیبا
نماند در این خانهٔ استخوانی
هوش مصنوعی: جوانی که خوب و با توجه باشد، مانند پرندهای زیباست که در این خانهٔ خشک و بیروح نمیتواند بماند.
متاعی که من رایگان دادم از کف
تو گر میتوانی، مده رایگانی
هوش مصنوعی: اگر چیزی که من به تو به صورت رایگان بخشیدم، از دست تو میرود، پس اگر میتوانی، آن را برای من نیز به رایگان نده.
هر آن سرگرانی که من کردم اول
جهان کرد از آن بیشتر، سرگرانی
هوش مصنوعی: هر شادی و خوشحالیای که من در این دنیا تجربه کردهام، جهان قبل از من به اندازهای بیشتر از آن، شادی و خوشحالی را سپری کرده است.
چو سرمایهام سوخت، از کار ماندم
که بازی است، بیمایه بازارگانی
هوش مصنوعی: زمانی که تمام داراییام از بین رفت، از فعالیت و تلاش بازماندم، زیرا زندگی همچون یک بازی است و بدون داشتن سرمایه، تجارت و بازار برایم بیمعنا میشود.
از آن برد گنج مرا، دزد گیتی
که در خواب بودم گه پاسبانی
هوش مصنوعی: در حالی که من در خواب بودم و غفلت داشتم، دزد دنیا از من گنجی را دزدید.