برگردان به زبان ساده
مادر موسی، چو موسی را به نیل
در فکند، از گفتهٔ رب جلیل
هوش مصنوعی: مادر موسی، زمانی که او را در رود نیل گذاشت، از دستور خداوند بزرگ پیروی کرد.
خود ز ساحل کرد با حسرت نگاه
گفت کای فرزند خرد بیگناه
او با حسرت به کنار دریا نگاه کرد و گفت: ای فرزند کوچک و بیگناه.
گر فراموشت کند لطف خدای
چون رهی زین کشتی بی ناخدای
چگونه میخواهی از این کشتی که هیچ هدایت کننده ای ندارد جان سالم بدر بری ؟ ( منظور از کشتی ، گهواره یا سبدی است که حضرت موسی در آن گذاشته شده بود)
گر نیارد ایزد پاکت به یاد
آب خاکت را دهد ناگه به باد
هوش مصنوعی: اگر خداوند مهربان تو را فراموش کند، ناگهان آب و خاک تو را به باد خواهد داد.
وحی آمد کاین چه فکر باطل است
رهرو ما اینک اندر منزل است
وحی به مادر موسی رسید که این تفکر اشتباه است، چون مسافر ما اکنون در مقصد قرار دارد.
پردهٔ شک را برانداز از میان
تا ببینی سود کردی یا زیان
هوش مصنوعی: حجاب تردید را از جلوی چشمانت بردار تا بتوانی تشخیص دهی که آیا در این کار موفق بودهای یا ضرر کردهای.
ما گرفتیم آنچه را انداختی
دست حق را دیدی و نشناختی ؟
ما گهواره موسی را که انداختی ، گرفتیم . آیا واقعاً قدرت و نشانههای حق را مشاهده کردی اما نتوانستی آنها را بشناسی؟
در تو، تنها عشق و مهر مادری است
شیوهٔ ما، عدل و بنده پروری است
هوش مصنوعی: در وجود تو فقط عشق و محبت مادرانه وجود دارد و روش ما در زندگی، برپایهٔ عدالت و پرورش بندگان است.
نیست بازی کار حق، خود را مباز
آنچه بردیم از تو، باز آریم باز
کار خداوند بازی نیست تمام کارهای خدا بر اساس حکمت هست، پس تو هم نگران نباش. (فرزندت) را که از تو گرفتیم، دوباره به تو بازمیگردانیم.
سطح آب از گاهوارش خوشتر است
دایهاش سیلاب و موجش مادر است
آب از گهوارهاش زیباتر هست ، پرستارش، سیلاب است و مادرش، امواج آب هستند.
رودها از خود نه طغیان میکنند
آنچه میگوئیم ما، آن میکنند
رودها خودشان سرکش و طغیانگر نیستند، بلکه هرچه ما (خداوند) فرمان دهیم، همان را انجام میدهند.
ما، به دریا حکم طوفان میدهیم
ما به سیل و موج فرمان میدهیم
هوش مصنوعی: ما بر دریا تسلط داریم و میتوانیم طوفان را ایجاد کنیم. همچنین، ما بر سیل و امواج کنترل داریم و میتوانیم آنها را مدیریت کنیم.
نسبت نسیان بذات حق مده
بار کفر است این، بدوش خود منه
فراموشی را به ذات خداوند نسبت نده، چون این یک سخن کفرآمیز است و نباید چنین باری را بر دوش خود بگذاری.
به که برگردی، بما بسپاریش
کی تو از ما دوستتر میداریَٖش
بهتر است که (فرزندت را) به ما بسپاری، چون مگر تو او را بیشتر از ما دوست داری؟
نقش هستی، نقشی از ایوان ماست
خاک و باد و آب، سرگردان ماست
تمام هستی انعکاسی از شکوه و عظمت ما (خداوند) است، و خاک، باد و آب همگی تحت فرمان و اراده ما هستند.
قطرهای کز جویباری میرود
از پیِ انجام کاری میرود
هوش مصنوعی: قطرهای که از جویبار خارج میشود، به دنبال هدفی خاص و برای انجام یک کار میرود.
ما بسی گم گشته، باز آوردهایم
ما، بسی بی توشه را پروردهایم
هوش مصنوعی: ما بسیاری از افراد را که گم شده بودند، به مقصد برگرداندهایم و همچنین افرادی را که بدون تجهیزات و امکانات بودند، توانستهایم به شکلی پرورش دهیم و بهبود ببخشیم.
میهمان ماست، هر کس بینواست
آشنا با ماست، چون بی آشناست
هر کس که بینوا و نیازمند باشد، در واقع مهمان خداوند است، زیرا خداوند از او حمایت میکند و او را در آغوش رحمت خود میگیرد. اگر کسی در دنیا هیچ دوست یا آشنایی نداشته باشد، در واقع در کنار تمام بیپناهیهایش، خداوند را دارد.
ما بخوانیم، ار چه ما را رد کنند
عیب پوشیها کنیم، ار بد کنند
هوش مصنوعی: هرچقدر هم که ما را نادیده بگیرند و رد کنند، ما به کار خود ادامه میدهیم و در برابر بدیها عیبهای دیگران را میپوشانیم.
سوزن ما دوخت، هر جا هر چه دوخت
زاتش ما سوخت، هر شمعی که سوخت
خداوند خود، همه کارها و سرنوشتها را به نحوی میسازد و هدایت میکند. تمام آنچه در جهان اتفاق میافتد تحت تدبیر اوست. هر پدیدهای که در دنیا از بین میرود یا دچار تغییر میشود، به اراده و حکمت خداوند است. به عبارت دیگر، هر چیزی که میسوزد یا از بین میرود، در واقع نتیجه اراده و خواست خداوند است.
کشتئی زاسیب موجی هولناک
رفت وقتی سوی غرقاب هلاک
هوش مصنوعی: کشتی در نتیجهٔ یک موج خطرناک حرکت کرد و به سمت دریا و نابودی پیش رفت.
تند بادی، کرد سیرش را تباه
روزگار اهل کشتی شد سیاه
هوش مصنوعی: باد تندی وزید و باعث شد که اوضاع کشتیها به هم بریزد و روزگار اهل کشتی به تلخی گرایید.
طاقتی در لنگر و سکان نماند
قُوَّتی در دست کشتیبان نماند
هوش مصنوعی: دیگر نه در لنگر امیدی هست و نه قوهای در دستان ناخدا باقی مانده.
ناخدایان را کیاست اَندَکیست
ناخدای کشتی امکان یکیست
کسانی که در دنیا بر امور حاکم هستند (مانند ناخدایان کشتی)، هر کدام مقداری از حکمت و تدبیر را دارند، ولی هیچکدام از آنها کامل نیستند و محدود به دانش و قدرت خود هستند.در نهایت، تنها خداوند است که به طور کامل و بینهایت حکمت و قدرت را در دست دارد و ناخدای واقعی کشتی جهان اوست.
بندها را تار و پود، از هم گسیخت
موج، از هر جا که راهی یافت ریخت
هوش مصنوعی: امواج به آرامی رشتهها را از هم جدا کردند و از هر مسیری که توانستند، سرازیر شدند.
هر چه بود از مال و مردم، آب برد
زان گروه رفته، طفلی ماند خرد
هوش مصنوعی: هر چه از ثروت و انسانها بود، آب برده و از آن جمعیت رفته، تنها یک کودک خردسال باقی مانده است.
طفل مسکین، چون کبوتر پر گرفت
بحر را چون دامن مادر گرفت
هوش مصنوعی: کودک بیچاره، مانند کبوتر، به پرواز در میآید و دریا را همچون دامن مادر خود در آغوش میکشد.
موجش اول وهله، چون طومار کرد
تند باد اندیشهٔ پیکار کرد
موج در آغاز، مانند طومار به حرکت درآمد . و باد سریع خواست تا به شدت بوزد
بحر را گفتم دگر طوفان مکن
این بنای شوق را، ویران مکن
هوش مصنوعی: به دریا گفتم که دیگر طوفان نکن، این بنیاد عشق را ویران نکن.
در میان مستمندان، فرق نیست
این غریق خرد، بهر غرق نیست
هوش مصنوعی: در بین بینوایان، تفاوتی وجود ندارد؛ این فرد کوچک و ناتوان، به خاطر غرق شدن در مشکلاتش، نیازی به غرق شدن بیشتر ندارد.
صخره را گفتم، مکن با او ستیز
قطره را گفتم، بدان جانب مریز
به سنگ گفتم که با او درگیر نشو و به قطره گفتم که به سمت او نرو.
امر دادم باد را، کان شیرخوار
گیرد از دریا، گذارد در کنار
من به باد دستور دادم که این نوزاد را از دریا بگیرد و به کناری بگذارد
سنگ را گفتم بزیرش نرم شو
برف را گفتم، که آب گرم شو
هوش مصنوعی: به سنگ گفتم نرم و انعطافپذیر باش و به برف گفتم که به آب گرم تبدیل شو.
صبح را گفتم، به رویش خنده کن
نور را گفتم، دلش را زنده کن
صبح را صدا زدم که به او لبخند بزن، به نور گفتم دلش را شاد کن.
لاله را گفتم، که نزدیکش بروی
ژاله را گفتم، که رخسارش بشوی
هوش مصنوعی: به لاله گفتم که به نزدیکش بروی و به ژاله گفتم که صورتش را بشویی.
خار را گفتم، که خَلخالَش مَکَن
مار را گفتم، که طفلک را مَزَن
هوش مصنوعی: به خار گفتم که به پای کسی نچسبد و به مار گفتم که به بچه آسیبی نرساند.
رنج را گفتم، که صبرش اندک است
اشک را گفتم مکاهش ، کودک است
هوش مصنوعی: رنج و درد را گفتم که صبر آن کم است و اشک را هم گفتم که به اندازه یک کودک بیدفاع است.
گرگ را گفتم، تن خُردَش مَدَر
دزد را گفتم، گلوبندش مَبَر
هوش مصنوعی: به گرگ گفتم که به بدن نازک و ضعیفش آسیب نرسان، و به دزد گفتم که گردنبندش را نگیرد.
بخت را گفتم، جهانداریش ده
هوش را گفتم، که هشیاریش ده
به بخت و سرنوشت گفتم که به او فرمانروایی بده، به هوش گفتم که هشیاری و زیرکی را به او بده.
تیرگیها را نمودم روشنی
ترسها را جمله کردم ایمنی
هوش مصنوعی: من دشواریها و تاریکیها را به روشنی تبدیل کردهام و تمامی ترسها را به احساس امنیت تبدیل کردهام.
ایمنی دیدند و ناایمن شدند
دوستی کردم، مرا دشمن شدند
خداوند اشاره به کسانی دارد که در ابتدا در امنیت بودند و از رحمت و حمایت او بهره میبردند، ولی به دلیل خودخواهی، غفلت یا سرپیچی از فرمانهای الهی، ناگهان در معرض خطر و ناامنی قرار میگیرندخداوند میفرماید که به بندگان خود دوستی و رحمت نشان داد، اما آنها به جای سپاسگذاری و وفاداری، به دشمنی با او پرداختند و از او دور شدند.
کارها کردند، اما پست و زشت
ساختند آئینهها، اما ز خشت
هوش مصنوعی: آنها اقداماتی انجام دادند، اما نتیجه کارهایشان نامناسب و ناخوشایند بود. همچنین، آینههایی درست کردند، اما این آینهها از خشت ساخته شده بود، نه از شیشه.
تا که خود بشناختند از راه، چاه
چاهها کندند مردم را ، به راه
هوش مصنوعی: وقتی مردم از راه درست آگاه شدند، برای اینکه دیگران را به اشتباه نیندازند، چاههای زیادی برای آنها حفر کردند تا از آنها دور بمانند.
روشنیها خواستند، اما ز دود
قصرها افراشتند، اما به رود
هوش مصنوعی: نور و روشنیها خواستند، اما به خاطر دود و آلودگی قصرها، باز هم به سمت رودخانه رفتند.
قصهها گفتند ، بیاصل و اساس
دزدها بگماشتند از بهر پاس
هوش مصنوعی: داستانهایی گفتهاند که بیپایه و اساس هستند و برای نگهبانی، دزدانی را استخدام کردهاند.
جامها لبریز کردند از فساد
رشتهها رشتند در دوک عناد
هوش مصنوعی: چنگالهای فساد در کاسهها پر شده و اختلافات به شکل تارهای یک دوک در هم تنیده شدهاند.
درسها خواندند، اما درس عار
اسبها راندند، اما بیفسار
هوش مصنوعی: آنان که درسهای زیادی آموختند، اما از واقعیات زندگی دور شدند. کسانی که راههای مختلفی را امتحان کردند، اما در عین حال بدون هدایت و کنترل باقی ماندند.
دیوها کردند دربان و وکیل
در چه محضر، محضر حیِّ جلیل
هوش مصنوعی: دیوها به عنوان نگهبان و وکیل در جایی حضور دارند که محضر خداوند بزرگ است.
سجدهها کردند بر هر سنگ و خاک
در چه معبد، معبد یزدان پاک
هوش مصنوعی: همه بر روی هر سنگ و خاکی سجده کردند، در چه معبدی که معبد خداوند پاک است.
رهنمون گشتند در تیه ضَلال
توشهها بردند از وَزر و وَبال
هوش مصنوعی: در بیابان گمراهی راهنماهایی پیدا شدند و مسافرانی که بار و مسئولیتهای سنگینی با خود داشتند، از آنجا گذر کردند.
از تنور خودپسندی، شد بلند
شعلهٔ کردارهای ناپسند
هوش مصنوعی: از خودپسندی، کارهای ناپسند به شدت نمایان و مشهود شدند.
وارهاندیم آن غریق بینوا
تا رهید از مرگ، شد صید هویٰ
هوش مصنوعی: ما آن غریق بیچاره را رها کردیم تا از مرگ نجات یابد، اما در عوض، به دام خواستههای دنیایی گرفتار شد.
آخر، آن نور تجّلی دود شد
آن یتیم بیگنه، نِمرود شد
هوش مصنوعی: در نهایت، آن نور که نمایانگر حق است، به مانند دودی پراکنده شد و آن یتیم بیگناه، به نمرود تبدیل گردید.
رزمجوئی کرد ، با چون من کسی
خواست یاری، از عقاب و کرکسی
خواست تا با من (خداوند) شکست ناپذیر جنگ کند.و او از عقاب و کرکرس که در برابر خدا کاملا ناتوان هستند یاری خواست.
کردمش با مهربانیها بزرگ
شد بزرگ و تیره دلتر شد ز گرگ
هوش مصنوعی: با محبت و مهربانی او را بزرگ کردم، ولی او به مرور زمان بزرگ شد و دلش تیرهتر و ناشادابتر گردید، مانند گرگی.
برق عُجْب، آتش بسی افروخته
وز شراری، خانمانها سوخته
هوش مصنوعی: برق شگفتانگیز، آتش زیادی را برافروخته و از شعلههایی که ایجاد کرده، خانهها سوخته است.
خواست تا لاف خداوندی زند
برج و باروی خدا را بشکند
هوش مصنوعی: خواست تا ادعای خدایی کند و دیوار و حصار خدا را بشکند.
رای بد زد، گشت پست و تیره رای
سرکشی کرد و ، فکندیمش ز پای
هوش مصنوعی: رأی بدی که اتخاذ کرد، او را به جایگاه پست و تاریکی کشاند و زمانی که بر طغیان خود پافشاری کرد، او را از مقامش سقوط دادیم.
پَشّهای را حکم فرمودم که ، خیز
خاکش اندر دیدهٔ خودبین بریز
کلمه پشه با تشدید روی حرف « ش» خوانده میشود که در خوانش صحیح تر است و کلمه « خیز » در انتهای مصرع اول خود به تنهایی جمله امری است.
تا نماند باد عُجْبَش در دُماغ
تیرگی را نام نگذارد چراغ
در مصرع اول خوانش کلمه دُماغ صحیح است ، چونکه منظور اینجا دَماغ روی صورت یا همان بینی نمیباشد.
ما که دشمن را چنین میپروریم
دوستان را از نظر، چوُن میبریم ؟
مصرع دوم پرسشی است و منظور این است که ممکن نیست که ما دوستان را از یاد ببریم.
آنکه با نِمرود، این احسان کند
ظلم، کی با موسیِ عمران کند
کسی که به نِمرود (دشمن خدا) اینطور احسان میکند، هرگز به موسی (پیامبر خدا) ظلم نخواهد کرد.
این سخن، پروین، نه از روی هویٰ ست
هر کجا نوری است، ز انوار خداست
ای پروین این سخن به خاطر هوس و خواستههای شخصی نیست. هر جا که نوری وجود دارد، آن نور از خداوند سرچشمه میگیرد.