برگردان به زبان ساده
همی با عقل در چون و چرائی
همی پوینده در راه خطائی
هوش مصنوعی: من با عقل خود در جستجوی حقیقت هستم و در این مسیر ممکن است به اشتباهات و انحرافاتی بیفتم.
همی کار تو کار ناستوده است
همی کردار بد را میستائی
هوش مصنوعی: کار تو نیکو نیست و تو همواره از کردارهای بد دوری میکنی.
گرفتار عقاب آرزوئی
اسیر پنجهٔ باز هوائی
هوش مصنوعی: انسانی هستم که به شدت تحت تأثیر آرزوهای بلند پروازانهام قرار گرفتهام، مانند اینکه در چنگال یک عقاب آزاد گرفتار شوم.
کمین گاه پلنگ است این چراگاه
تو همچون بره غافل در چرائی
هوش مصنوعی: این منطقهای که تو در آن هستی، خانهی خطر و شکارچیانی چون پلنگ است. تو مانند برهای بیخبر و بیدقت در حال چرا هستی.
سرانجام، اژدهای تست گیتی
تو آخر طعمهٔ این اژدهائی
هوش مصنوعی: در نهایت، سرنوشت تو همانند طعمهای برای یک اژدها در این جهان است.
ازو بیگانه شو، کاین آشنا کش
ندارد هیچ پاس آشنائی
هوش مصنوعی: از او دوری کن، زیرا این آشنا هیچ گونه احترامی برای آشنائی ندارد.
جهان همچون درختست و تو بارش
بیفتی چون در آن دیری بپائی
هوش مصنوعی: جهان شبیه یک درخت است و تو مانند میوهای هستی که بر آن میافتی. اگر در این دنیا مدت طولانی بمانی، تأثیرات و اثرات آن را مشاهده خواهی کرد.
ازین دریای بی کنه و کرانه
نخواهی یافتن هرگز رهائی
هوش مصنوعی: در این بیکرانی و نا به پایان، هرگز نخواهی توانست آزاد شوی.
ز تیر آموز اکنون راستکاری
که مانند کمان فردا دوتائی
هوش مصنوعی: اکنون به راستگویی بیندیش که همانند کمان در آینده دوپاره میشود.
بترک حرص گوی و پارسا شو
که خوش نبود طمع با پارسائی
هوش مصنوعی: حرص و طمع را کنار بگذار و فردی پارسا و باصداقت باش، چون داشتن آرزوهای نابجا با دیانت و پارسایی سازگار نیست.
چه حاصل از سر بی فکرت و رای
چه سود از دیدهٔ بی روشنائی
هوش مصنوعی: حاصل از نداشتن تفکر و اندیشه چه میتواند باشد؟ و داشتن چشمی که روشن نیست، چه فایدهای دارد؟
نهنگ ناشتا شد نفس، پروین
بباید کشتنش از ناشتائی
هوش مصنوعی: نهنگ که گرسنه است، نفسش را در میآورد و پروین باید آن را از گرسنگی بکشاند.