برگردان به زبان ساده
عاقل از کار بزرگی طلبید
تکیه بر بیهده گفتار نداشت
هوش مصنوعی: عاقل به دنبال کارهای بزرگ و با ارزش است و به صحبتهای بیمورد دیگران توجهی ندارد.
آب نوشید چو نوشابه نیافت
دِرَم آورد چو دینار نداشت
هوش مصنوعی: وقتی آب نوشید، به جای نوشابه چیزی پیدا نکرد. وقتی دینار نداشت، درم را آورد.
بارِ تقدیر به آسانی برد
غمِ سنگینی این بار نداشت
هوش مصنوعی: بار تقدیر با سهولت حمل میشود، در حالی که غم و اندوه این بار بسیار سنگین است و توانایی مقابله با آن را ندارد.
با گرانسنگی و پاکی خو کرد
همنشینانِ سَبکسار نداشت
هوش مصنوعی: با ارزش و پاکی آشنا شده بود، اما دوستان و همنشینانش سبک و بیارزش بودند.
دانه جز دانهٔ پرهیز نَکِشت
توشهٔ آز در انبار نداشت
هوش مصنوعی: اگر به دنبال بهبود و پاکی خود باشی، باید از کارهای ناپسند دوری کنی و تنها چیزهای نیکو را به دست بیاوری. در واقع، اگر دلی پاک و درست داشته باشی، هیچگاه انباشتۀ نیات بد و ناپسند در دل نخواهی داشت.
اندرین محکمهٔ پُر شَر و شور
با کسی دَعوی پیکار نداشت
هوش مصنوعی: در این محفل پر از آشفتگی و هیاهو، با هیچکس دعوایی برای جنگ و جدل نداشتم.
آنکه با خوشه قناعت میکرد
چه غم ار خرمن و خروار نداشت
هوش مصنوعی: کسی که به مقدار کم و اندک راضی بود، نباید نگران این مسئله باشد که چرا از فراوانی و انباشت بینصیب است.
کارِ جان را به تن سِفله مَده
زانکه یک کار سزاوار نداشت
هوش مصنوعی: به آدمهای ناتوان و پست، کارهای مهم و حیاتی را واگذار نکنید، چون آنها صلاحیت و شایستگی انجام چنین کارهایی را ندارند.
جانْ، پرستاری تن کرد همی
چو خود افتاد، پرستار نداشت
هوش مصنوعی: جان به پرستاری از بدن خود مشغول شد، اما وقتی خود را افسرده و بیمار یافت، دیگر کسی برای کمک نداشت.
چه عَجَب مُلکِ دل اَر ویران شد
همه دیدیم که معمار نداشت
هوش مصنوعی: عجب است که دل اینگونه خراب شده و ویرانیاش را همه دیدهاند ولی کسی نیست که آن را بسازد یا ترمیم کند.
زُهد و اَمساکِ تن از توبه نبود
کم از آن خورد که بسیار نداشت
هوش مصنوعی: از خودداری و پرهیزکاری تنها خودداری از لذتهای بیهوده کافی نیست، بلکه انسان باید به کمبودهایی که در زندگیاش وجود دارد نیز توجه کند و از آنها بر خود بگذرد.
کار خود را همه با دست تو کرد
نفس جز دست تو افزار نداشت
هوش مصنوعی: همه کارها و تلاشها به دست تو انجام شد و هیچ نیروی دیگری غیر از تو در این زمینه وجود نداشت.
روح چون خانهٔ تن خالی کرد
دگر این خانه نگهدار نداشت
هوش مصنوعی: زمانی که روح از بدن خارج شد، دیگر این بدن هیچ چیزی برای نگهداری ندارد.
تن در این کارگه پهناور
سالها ماند ولی کار نداشت
هوش مصنوعی: بدن در این مکان وسیع سالها ماند، اما هیچ کاری برای انجام دادن نداشت.
به هنر کوش که دیبای هنر
هیچ بافنده به بازار نداشت
هوش مصنوعی: به تلاش در هنر بپرداز، چرا که هیچ بافندهای نتوانسته است دیبای هنر را به بازار عرضه کند.
هیچ دانی چه کسی گشت استاد
آنکه شاگرد شد و عار نداشت
هوش مصنوعی: آیا میدانی که چه کسی معلم شد و آنقدر از یادگیری خوشحال بود که از شاگردی خود شرمنده نبود؟
کارِ گیتی همه ناهمواریست
این گذرگه ره هموار نداشت
هوش مصنوعی: زندگی پر از دشواریها و چالشهاست و در این مسیر، هیچ راهی به راحتی هموار نیست.
دیده گر دام قضا را میدید
هرگز این دام گرفتار نداشت
هوش مصنوعی: اگر چشمها قضا و تقدیر را میدیدند، هرگز در این دام گرفتار نمیشدند.
چشم ما خُفت و فَلک هیچ نخفت
خبر این خفته ز بیدار نداشت
هوش مصنوعی: چشم ما خوابش برده و آسمان هیچ وقت خوابش نبرد. اما خبری از این خوابیدن از بیدار وجود ندارد.
گل اُمّید ز آهی پژمرد
آه از این گل که به جز خار نداشت
هوش مصنوعی: امید مانند گلی است که از ناامیدی پژمرده میشود. افسوس که این گل تنها دارای خاری است و هیچ چیز دیگری ندارد.
زینهمه گوهرِ تابنده که هست
اشک بود آنکه خریدار نداشت
هوش مصنوعی: در میان همه جواهرات درخشان، تنها آنچه که برای خریداری پیدا نشد، اشک بود.
در میان همه زرهای عیار
زرِ جان بود که معیار نداشت
هوش مصنوعی: در میان تمام طلاهای با ارزش، تنها نیکی و روح انسان است که ارزشی ندارد و نمیتوان آن را با چیزی سنجید.
دل پاک آینهٔ روی خداست
این چنین آینه زنگار نداشت
هوش مصنوعی: دل پاک مانند آینهای است که تصویر خداوند را منعکس میکند، و این آینه هیچ کثیفی و زنگاری ندارد.
تن که بر اسب هوی عمری تاخت
نشد آگاه که افسار نداشت
هوش مصنوعی: بدن انسان که سالها در پی خواستههای نفس و تمایلات خود به جلو رفته، هرگز متوجه نشد که برای کنترل آن هیچ جهتی ندارد و افساری در اختیار ندارد.
آنکه جز بید و سپیدار نَکِشت
ز که پُرسَد که چرا بار نداشت
هوش مصنوعی: آن کسی که فقط بید و سپیدار کاشته، نباید از کسی بپرسد که چرا محصولی ندارد.
دَهر جز خانهٔ خَمّار نبود
زانکه یک مردم هشیار نداشت
هوش مصنوعی: زمانه جز میخانهای نیست، زیرا هیچکس در میان مردم هشیار و آگاه وجود ندارد.
اندرین پَرتگه بی پایان
هیچکس مَرکب رَهوار نداشت
هوش مصنوعی: در این دنیای وسیع و بیپایان، هیچکس نمیتواند به راحتی و بدون زحمت حرکت کند یا به هدف خود برسد.
قَلمِ دهر نوشت آنچه نوشت
سَنَد و دفتر و طومار نداشت
هوش مصنوعی: قلم زمان هر چه نوشت، سندی برای آن وجود نداشت و هیچ مدرکی برای اثباتش نبود.
پردهٔ تن رخ جان پنهان کرد
کاش این پرده به رخسار نداشت
هوش مصنوعی: این جسم انسانی مانند پردهای است که چهرهی واقعی روح را پنهان کرده است. ای کاش این پرده بر چهرهاش نبود و ما میتوانستیم حقیقت را ببینیم.