برگردان به زبان ساده
بود در روم پیش ازین سر و کار
صاحبی نان ده و فتوت یار
هوش مصنوعی: در گذشته در روم فردی وجود داشت که با سخاوت و جوانمردی میزبان دیگران بود و نان میداد.
لنگری باز کرده چون کشتی
پر ز سنگ و ز آلت کشتی
هوش مصنوعی: کشتی که به دلیل سنگینی و تجهیزاتش لنگر انداخته، در حالتی از ناپایداری به سر میبرد.
در لنگر نهاده باز فراخ
کرده ریش دراز را به دو شاخ
هوش مصنوعی: در اینجا صحبت از کسی است که آرامش یافته و در حال استراحت است. او در مکانی ثابت و مطمئن نشسته و به راحتی و آرامش به اطراف نگاه میکند، در حالی که ریش بلندش را به دو طرف تقسیم کرده است. این تصویر به نوعی احساس راحتی و امنیت را منتقل میکند.
خلق رومش نماز بردندی
بچهٔ خود بدو سپردندی
هوش مصنوعی: مردم روم برای نماز به مسجد میرفتند و فرزندان خود را به او میسپردند.
نان صاحب ز کار رندان بود
گوشه بیکارشان چو زندان بود
هوش مصنوعی: نان کسی که به کار رندان (مردم عاصی و سرکش) میپردازد، در حقیقت حاصل زحمات و تلاشهای آنان است. در این حالت، کسانی که بیکار و بیهدف نشستهاند، به نوعی در حبس و محدودیت قرار دارند.
حوریان گرد او گروه شده
رند و عامی در آه و اوه شده
هوش مصنوعی: حوریان دور او جمع شدهاند و همه در حال ناله و گریهاند.
جمع گشتند ازین صفت خیلی
هر یکی را به دیگری میلی
هوش مصنوعی: همه به خاطر این ویژگی گرد آمدند و هر کدام به دلیلی به دیگری تمایل دارند.
ناگهان رومی غلام باره
صورتی نحس و جامهای پاره
هوش مصنوعی: ناگهان یک رومی را دیدم که ظاهری نامناسب و لباسی پاره داشت.
به یکی زان میانه عشق آورد
علم مصر در دمشق آورد
هوش مصنوعی: در میان عشق، کسی دانشی از مصر به دمشق آورد.
در نهانی انار و سیبش داد
تا به تلبیس خود فریبش داد
هوش مصنوعی: در خفا و به دور از چشم دیگران، میوههایی مانند انار و سیب را به او ارائه داد تا به این شیوه او را فریب دهد.
برد روزی به گوشهٔ باغش
مینهاد از عمود خود داغش
هوش مصنوعی: او روزی در گوشهٔ باغش، نشانهای از خود بر جای میگذاشت.
خر زهٔ خویش در وعا میکرد
هر دمی بر اخی دعا میکرد
هوش مصنوعی: خر از تجربههای خود در بازار هر روز برای برادرش دعا میکرد.
باغبان این بدید و گفت: ای خر
پدرش را دعا کن و مادر
هوش مصنوعی: باغبان وقتی این صحنه را دید، با تعجب گفت: خوب است که برای پدر و مادرش دعا کنی.
رند گفتا: ز هر دو بیزارم
که من این دولت از اخی دارم
هوش مصنوعی: رند بیان میکند که از هر دو طرف، یعنی از هر دو حالت یا موقعیت، بیزار است زیرا او این موفقیت و خوشبختی را از نزد دوستش به دست آورده است.
حکم او تا به دست مادر بود
طفل در خانه، قفل بر در بود
هوش مصنوعی: تا زمانی که مادر بر امور خانواده تسلط دارد و تصمیمگیری میکند، بچه در خانهاش احساس امنیت میکند و در واقع درهای زندگیاش به روی او بسته است، به گونهای که هیچ چیز نمیتواند او را تهدید کند.
چون پدر پیش صاحب آوردش
به نیابت چنین بپروردش
هوش مصنوعی: زمانی که پدر، فرزندش را به عنوان نماینده به دیگران معرفی کرد، بنابراین او را به همین شکل پرورش داد.