برگردان به زبان ساده
ای نخستینه فیض عالم جود
اولین نسخهٔ سواد وجود
هوش مصنوعی: ای اولین بخشندهٔ فیض در جهان، تو نخستین نماد و اولین نمونهٔ وجود هستی.
روح در مکتبت نو آموزی
ابد از مد مدتت روزی
هوش مصنوعی: روح در مکتب تو به یادگیری دائمی مشغول است و از مدتها و زمانها، همیشه روزی میگیرد.
آسمان ترا زمین سایه
آفتاب سپهر نه پایه
هوش مصنوعی: آسمان، تو را مثل سایهای که زمین زیر نور آفتاب دارد، نگه میدارد.
لنگر کشتی نفوس تویی
مسعد اختر نحوی تویی
هوش مصنوعی: تو همچون لنگر یک کشتی هستی، که زندگی و وجود دیگران را به خود متصل میکند. همچنین، تو در مسیر درست و به سوی سعادت قرار داری.
هر که دور از تو دور ازو نیکی
وانکه نزد تو، یافت نزدیکی
هوش مصنوعی: هرکس که از تو دور باشد، از خوبیها دور خواهد بود و هرکس که نزد تو باشد، به خوبیها نزدیک خواهد بود.
نیست راه از تو تا به علت تو
بجز از بیش او و قلت تو
هوش مصنوعی: هیچ راهی برای رسیدن به علت وجود تو وجود ندارد، جز از طریق بسیاری از ویژگیهایت و کمی از وجود تو.
اندر ایجاد علت اولی
نیست بالاتر از تو معلولی
هوش مصنوعی: در ایجاد علت نخستین، هیچ چیز بالاتر از تو وجود ندارد که معلول باشد.
نظرت کرده تربیت جان را
یار او کرده نور ایمان را
هوش مصنوعی: نگاه تو به پرورش روح و جانم بوده و یار تو باعث روشنی ایمان من شده است.
پیش رخ بستهای، ز قاف به قاف
تتق از زر نگار گوهر باف
هوش مصنوعی: در مقابل چهره تو، زینتها و زیباییها مانند جواهراتی با کیفیت بالا در هر کجا که بروی، تو را احاطه کردهاند.
گوش نه چرخ بر اشارت تست
کاخ هفت اختر از عمارت تست
هوش مصنوعی: گوش تو همچون چرخ است که به نشانههای تو حرکت میکند، و بنابراین، کاخ بلند هفت ستاره نیز از ساختار خود به تو وابسته است.
یزک لشکر وجود تویی
قاید کاروان جود تویی
هوش مصنوعی: تو همانند سربازان لشکر هستی و رهبری کاروان بخشش و generosity را بر عهده داری.
دین ز حفظ تو پایدار بود
دل ز بوی تو با قرار بود
هوش مصنوعی: دین به خاطر مراقبت و نگهداری تو پایدار و استوار مانده است و دل به خاطر عطر و یاد تو آرامش داشته است.
لشکر روح را امیر تویی
همه طفلند خلق و پیر تویی
هوش مصنوعی: تو فرمانده لشکری از روحانیاتی هستی و دیگران، چه کودک و چه پیر، در برابر تو مانند سربازان و پیروان هستند.
ای ز چرخ و سروش بالاتر
از تو گوهر نزاد والاتر
هوش مصنوعی: تو از چرخ و سرنوشت بالاتر هستی و هیچ جواهری به اندازه تو ارزشمند نیست.
مددی ده، که دیو رنجم داد
جان من شو، که تن شکنجم داد
هوش مصنوعی: به من کمک کن، زیرا دیو مرا آزار میدهد. جان من را نجات بده، زیرا بدنم شکسته و در زحمت است.
کارگاه من از تو بر کارست
تو نباشی، مرا چه مقدارست؟
هوش مصنوعی: کارگاه من تحت تأثیر توست، اگر تو نباشی من چه ارزشی دارم؟
سایهٔ خود مدار دور از من
مبر، ای محض نور، نور از من
هوش مصنوعی: تو دور از من مرو و سایهات را از من دور نکن، ای خالص نور، نور تو از من ناشی میشود.
به فلک راه ده روانم را
فلکی کن به علم جانم را
هوش مصنوعی: از آسمان راهی به من بده تا روح و جانم را با علم و آگاهی پر کنم.