برگردان به زبان ساده
رفت کسری ز خط شهر به دشت
با سواران ز هر طرف میگشت
هوش مصنوعی: کسری از شهر به دشت رفت و با سوارانی از جهات مختلف در حال گشت و گذار بود.
گلشنی دید تازه و خندان
تر و نازک چو خط دلبندان
هوش مصنوعی: در باغی زیبا، گلی را میبینم که تازه و خوشحال است و لطافتش همچون خطی است که بر دل عاشقان نقش بسته است.
پر ز نارنج و نار باغی خوش
زیر هر برگ آن چراغی خوش
هوش مصنوعی: باغی زیبا و پر از درختان نارنج که در زیر هر برگ آن، چراغی درخشان و دلنشین وجود دارد.
گفت: کاب از کدام جویستش؟
که بدین گونه رنگ و بویستش
هوش مصنوعی: سئوال کرد: این آب از کدام منبع میآید که اینچنین رنگ و عطر خاصی دارد؟
باغبانش ز دور ناظر بود
داد پاسخ که نیک حاضر بود
هوش مصنوعی: باغبان از دور به تماشای گلها نشسته بود و پاسخ میداد که گلها به خوبی در حال شکوفه دادن هستند.
گفت: عدل تو داد آب او را
زان نبیند کسی خراب او را
هوش مصنوعی: او گفت: عدالت تو باعث میشود که کسی نتواند بدی او را ببیند.
پادشاهی به زور باشد و مرد
مرد را مال دوست داند کرد
هوش مصنوعی: اگر شاهی با زور و قدرت به سلطنت رسیده باشد، مردان واقعی به ارزش دوستی و محبت بیشتر اهمیت میدهند تا به دارایی و مال.
مال کس بیعمارتی ننهاد
وین عمارت به عدل باشد و داد
هوش مصنوعی: هیچکس مال خود را به بیفایدهگی نمیگذارد و این بنا بر اساس انصاف و عدالت ساخته شده است.
از عمارت نظر مدار دریغ
بیرعیت چو آب باش و چو میغ
هوش مصنوعی: به ساختمانهای ظاهری توجه نکن، زیرا آنها بدون ارزشند. همچون آب و ابر باش که به دلها میرسند و زندگی میبخشند.
ملک معمول و گنج مالامال
بر کشد تخت را به گردون بال
هوش مصنوعی: حکومت و سلطنت معمولی و ثروت فراوان بر عرش آسمان جا پیدا میکند.
شاه بیشهر چون ستاند باج
شهر بیده زبون شود ز خراج
هوش مصنوعی: وقتی که پادشاه از شهری بیمدافع باج بگیرد، آن شهر که هیچ حامی و دفاعی ندارد، به خاطر مالیاتها و فشارها زبون و ضعیف میشود.
طلب عدل کن ز شاه و وزیر
گو مدان نحو و حکمت و تفسیر
هوش مصنوعی: از پادشاه و وزیر عدالت را بخواه، و بدان که علم نحو، حکمت و تفسیر در این زمینه سودی ندارند.
نحوشان عمر و وزید را شاید
عدلشان عالمی بیاراید
هوش مصنوعی: شاید با انصاف و عدالت آنان، جهانی بهتر و زیباتر به وجود بیاید.
شاه مهر و وزیر ماه بود
زین دو آفاق در پناه بود
هوش مصنوعی: شاه به عنوان کسی که محبت و مهر را در دل دارد و وزیر به عنوان کسی که مانند ماه درخشان است، در کنار هم از دو دنیا در پناه و آرامش زندگی میکنند.
شب چو رفت آفتاب در پرده
مه نیابت کند دو صد مرده
هوش مصنوعی: وقتی شب فرا میرسد و آفتاب از نظرها پنهان میشود، مانند این است که دو صد مرده به یادمان میآیند. این شب تاریک و مخفی، خاطرات و احساسات را زنده میکند و نشاندهندهٔ غم و اندوهی است که در وجود هر فرد وجود دارد.
ملک را شب وزیر نام اندوز
حارس و پاسبان بود تا روز
هوش مصنوعی: شب، وزیر ملک را محافظت و نگهبانی میکرد تا طلوع روز فرا رسد.
نصب این هر دو کردگار کند
نه ز رو مرد بیشمار کند
هوش مصنوعی: این دو خدای بزرگ، کارهایشان نه از روی ظاهر و تعداد زیاد انسانهاست بلکه بر اساس حکمت و تدبیر خاصی انجام میشود.
نشود طالع اختر شاهی
بیوجود مدبر داهی
هوش مصنوعی: بدشانسی و ناکامی در سرنوشت یک پادشاه بدون داشتن شخصی هوشمند و کاردان که راهنماییاش کند، ممکن است.
خنجر خسروست و کلک وزیر
سپر ملک روز گیراگیر
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف ویژگیهای قدرت و جنگندگی به کار میرود. در اینجا، "خنجر" نشاندهندهی قدرت و جنگ است که به "خسرو" نسبت داده شده و به حاکمیت او اشاره دارد. "کلک" به قلم و آثار وزیر اشاره دارد که در واقع نماد مدیریت و تدبیر در امور مملکت است. "سپر" نیز به عنوان وسیلهای برای دفاع از ملک و اعتبار حاکمیت در زمانهای سخت محسوب میشود. در مجموع، این تصویر به توازنی میان قدرت عمل و قدرت اندیشه در مدیریت کشور اشاره دارد.
شاه باشد به روز عدل چو باغ
مرشب فتنه را وزیر چراغ
هوش مصنوعی: در روزگار عدالت، پادشاه مانند باغی میباشد که در آن، نوری به نام وزیر وجود دارد که مانع از بروز فتنهها و آشوبها میشود.
وزرا ملک را امینانند
کار فرمای دولت اینانند
هوش مصنوعی: وزیران، امانتداران مملکت هستند و کار مدیریت دولت به عهدهی آنهاست.
وزرایی، که مرکز جاهند
آسمان قبول را ماهند
هوش مصنوعی: وزرایی که در مقام و مقام عالی قرار دارند، مانند ماهی هستند که در آسمان اعتبار و محبوبیت دارند.
گر نسازند کار درویشان
وزر باشد وزارت ایشان
هوش مصنوعی: اگر به کار درویشان اهمیتی ندهند، پس بهتر است که مسئولیتها و وزارتها به دست آنان بیفتد.
خلق صد شهر گشته سر گردان
در پی خواجه در بدر گردان
هوش مصنوعی: مردم در جستجوی معشوق خود در شهرها سرگردان و آشفتهاند و در پی او به دور و بر میچرخند.
پی ایشان هزار دل در تست
کام این بیدلان بباید جست
هوش مصنوعی: به دنبال ایشان هزاران دل در تو موجود است، باید از کام این بیخبران لذت برد.
روی چندین هزار دل در تست
کام این بیدلان بباید جست
هوش مصنوعی: در دلهای زیادی، عشق و محبت نسبت به تو وجود دارد و باید در تلاش باشی تا این شادی را در دلهای بیخبر از عشق پیدا کنی.
کار ایشان به دست خویش بساز
مرهم سینههای ریش بساز
هوش مصنوعی: خودتان تلاش کنید و برای زخمهای دلها درمانی بیابید.
خیر تاخیر بر نمیتابد
خنک آنکس که خیر دریابد
هوش مصنوعی: خیر و خوبى هرگز تأخیر نمیکند و خوشحال کننده است برای کسی که بتواند به آن دست یابد.
چشم گیتی تویی، مرو در خواب
فرصت از دست میرود، دریاب
هوش مصنوعی: ای چشم جهان، بیدار باش و در خواب نرو، زیرا فرصتها از دست میروند. هوشیار باش و از آنها بهره ببر.