برگردان به زبان ساده
مبارک روز بود امروز، یارا
که دیدار تو روزی گشت ما را
هوش مصنوعی: امروز روز خوشی بود، زیرا دیدار تو به اندازهای شادیآور بود که باعث روشنی و سرور در زندگی ما شد.
من آن دوزخ دلم، یارب، که دیدم
به چشم خود بهشت آشکارا
هوش مصنوعی: من در دل خود، عذابی را احساس میکنم که به وضوح بهشت را در مقابل خود دیدهام.
نه مهرست این، که داغ دولتست این
که بر دل بر ز دست این بینوا را
هوش مصنوعی: این احساس، نه ناشی از محبت است، بلکه نشاندهندهی زخم و درد ناشی از قضا و قدر زندگی است که بر دل این بیچاره نشسته است.
ز یک نا گه چه گنج دولتست این؟
که در دست اوفتاد این بینوا را
هوش مصنوعی: یکباره چه ثروت و خوشبختی به دست آمده است؟ که این بیچاره، ناگهان به آن دست یافته است.
درین حالت که من روی تو دیدم
عنایتهاست با حالم خدا را
هوش مصنوعی: در این وضعیت که من را در حالتی از توجه و محبت تو دیدم، واقعا شگفتیهایی در وجودم به وجود آمده و باعث سپاسگزاری از خداوند شدم.
هم آه آتشینم کارگر بود
که شد نرم آن دل چون سنگ خارا
هوش مصنوعی: ناله و زاری آتشین من تأثیرگذار بود و باعث شد که دل سخت و سنگی او نرم و پذیراتر شود.
مرا تشریف یک پرسیدنت به
ز تخت کیقباد و تاج دارا
هوش مصنوعی: سوال کردن یک بار از من برایت باارزشتر است از اینکه بر روی تخت کیقباد بنشینی و تاج دارا بر سر داشته باشی.
بکش زود اوحدی را، پس جدا شو
که بیرویت نمیخواهد بقا را
هوش مصنوعی: زود اوحدی را بکش و جدا شو، زیرا بدون تو زندگی برای او قابل تحمل نیست.