برگردان به زبان ساده
ای تن و اندامت از گل خرمنی
عالمی حسنی تو در پیراهنی
هوش مصنوعی: ای وجود و قامت تو همچون گلی، زیبایی تو در این دنیا بینظیر است، همانگونه که یک گل در دل یک دسته گل زیباست.
دل که بالای تو و روی تو دید
کی فرود آید به سرو و سوسنی؟
هوش مصنوعی: وقتی دل من جمال تو و چهرهات را مشاهده کرده، چگونه میتواند به زیباییهای دیگر مانند سرو و سوسن توجه کند؟
بیدهان همچو چشم سوزنت
شد جهان بر من چو چشم سوزنی
هوش مصنوعی: بدون زبان و بیان، همچون دنیایی که بیصداست، احساسات و آرزوهای درونم به من فشار میآورد. دنیا برای من به اندازهی سوزن تیز و دردناک به نظر میرسد.
آنکه ببرید از من بیدل ترا
جان شیرین را جدا کرد از تنی
هوش مصنوعی: کسی که عشق و دلباختگیام را از من گرفت، جان شیرینم را از بدنم جدا کرد.
بر دلم داغ جفا تا کی نهی؟
بار چندین برنتابد گردنی
هوش مصنوعی: دلم تا کی باید تحمل ناملایمات را داشته باشد؟ این درد و رنج بارها را نمیتواند بیشتر از این تحمل کند.
دوش میگفتی که: پیش من بمیر
گر مجال افتد زهی خوش مردنی!
هوش مصنوعی: دیشب میگفتی که اگر فرصتی پیش بیاید، خوشحال میشوم که برای تو بمیرم!
اوحدی مسکین به گیتی بیرخت
کی قراری داشتی در مسکنی؟
هوش مصنوعی: اوحدی به زندگی خود در دنیا اشاره میکند و میگوید که او با چهرهای غمگین و بینما در این دنیا هیچ جای آرامشی نداشت. در واقع، او از سختیها و ناامیدیهای زندگیاش سخن میگوید و به بیقراری و بیپناه بودن خود اعتراف میکند.