برگردان به زبان ساده
شاد گردم که هر به ایامی
قامتت را ببینم از بامی
هوش مصنوعی: خوشحالم که هر روز بتوانم قامت زیبایت را از بالای بام ببینم.
بیتو کارم به کام دشمن شد
وز دهانت نیافتم کامی
هوش مصنوعی: بدون تو، کارهایم به نفع دشمنانم جریان پیدا کرد و نتوانستم از گفتار تو چیزی به دست بیاورم.
در جدایی تبم گرفت و تو خود
ننهادی به پرسشم گامی
هوش مصنوعی: در جدایی، بیماری و اندوهی به سراغم آمد و تو هیچوقت برای پرسیدن حال من، قدمی برنداشتی.
دشمنان از شراب وصل تو مست
دوستان را نمیدهی جامی
هوش مصنوعی: دشمنان به خاطر عشق و نزدیکی تو به حالت بادهگساری رسیدهاند، اما تو به دوستانت هیچ نوشیدنی نمیبهی.
خال را دانه ساختی وز زلف
بر سر دانه میکشی دامی
هوش مصنوعی: تو با زیباییهای خود، مانند دانهای که در دل خود خال دارد، توری را بر سر آن میکشی و این زیباییها را در دام عشق به راه میاندازی.
در دلم چون غمت قرار گرفت
گو: قرارم مباش و آرامی
هوش مصنوعی: در دلم وقتی غمت جای گرفت، بگو که آرامش من نباشی و قرار نداشته باشی.
چه تفاوت کند در آتش تو؟
گر بسوزد چو اوحدی خامی
هوش مصنوعی: آیا برایت فرقی دارد که در آتش سوختن، اگر مثل اوحدی بیتجربه و ناتوان باشی؟