برگردان به زبان ساده
او را که در سماع سخن نیست حالتی
فریاد و رقص او نبود جز ضلالتی
هوش مصنوعی: کسی که در شادی و شادیزایی حالت خاصی ندارد، فریاد و رقص او تنها نشاندهنده گمگشتگیاش است.
چون ذره آنکه رقص کند در رهش ز عشق
روشن چو آفتاب بیابد ولایتی
هوش مصنوعی: کسانی که به عشق او همچون ذراتی رقصان هستند، مانند آفتاب به روشنایی میرسند و جایگاهی بزرگ و با ارزش در راه او پیدا میکنند.
هر کس که او نه از سر دردی زند نفس
لازم شود بهر نفس او را خجالتی
هوش مصنوعی: هر کسی که بدون احساس درد و رنج، نفس میکشد و زندگی میکند، باید برای هر نفس خود شرمنده باشد.
آشوب رقص و شور و شر و های و هوی او
دیوانگیست این همه بیوجه حالتی
هوش مصنوعی: همه این هیجان و شادی و شلوغی که به پا شده، به نظر میرسد هیچ دلیلی ندارد و نوعی دیوانگی است.
بر مدعی ببند در خانقاه عشق
تا در میان جمع نیارد ثقالتی
هوش مصنوعی: در محل عبادت عشق، در را بر روی مدعیان ببند تا در جمع افراد دیگر سنگینی و مزاحمتی ایجاد نکنند.
آنرا که پای رفتن و دست وصول نیست
بهتر ز سوز سینه نباشد رسالتی
هوش مصنوعی: کسیکه توانایی حرکت و رسیدن به هدف را ندارد، بهتر از درد دل و احساس سوز درون نیست که رسالتی داشته باشد.
مشغول ذکر دوست به معنی عجب مدار
کورا ز شور و مشغله بینی ملامتی
هوش مصنوعی: به یادآوری و ذکر معشوق مشغول شو و به دیگران ننگر که اگر آنها در هیجان و مشغلهاند، در واقع نمیتوانند قضاوت درستی کنند.
چون راه سر مرد به معنی گشاده گشت
از پر یشهای بکند ساز و آلتی
هوش مصنوعی: وقتی که مسیر زندگی انسان روشن و واضح میشود، او از میان موانع و مشکلات، راهی برای پیشرفت و موفقیت پیدا میکند و ابزارهای لازم را برای این کار به دست میآورد.
اندر جهان حوالت هر کس به جانبیست
ما را به جانب تو زهی خوش حوالتی!
هوش مصنوعی: در این دنیا هر کس به سمتی میرود، اما ما تنها به سوی تو میرویم و این بسیار خوشایند است.
جانا، دلم به آتش دوری بسوختی
آه! ار به وصل خود نکنی استمالتی
هوش مصنوعی: عزیزم، دل من از اشتیاق به دوری تو آتش گرفت. افسوس که اگر تو به من توجهی نکنی و به وصال خود نرسانی، این درد و آتش همچنان ادامه خواهد داشت.
چون اوحدی به جان سخن کی رسد کسی؟
تا از کتاب دل بنخواند مقالتی
هوش مصنوعی: وقتی اوحدی سخن میگوید، هیچکس به عمق آن نمیرسد. تا کسی از دل خواندههای خود مطلبی بیان نکند، کلام او شفاف نخواهد بود.