برگردان به زبان ساده
ای که دیگر بیگناه از من عنان پیچیدهای
دشمنی کردی روی از دوستان پیچیدهای
هوش مصنوعی: ای کسی که بیسبب و بیگناه مرا رنجاندی و رابطهات را با دوستانم قطع کردی، به من دشمنی نشان دادی.
زور بر ما ناپسند آمد که از روی قیاس
پنجهٔ مسکین و دست ناتوان پیچیدهای
هوش مصنوعی: زور و قلدری بر ما ناخوشایند است، زیرا تو مانند کسی که با قیاس کردن، دست یک مسکین و ضعیف را میپیچاند، عمل کردهای.
گر به سالی یک سخن با ما بگویی از دروغ
راست پنداری درو رمزی نهان پیچیدهای
هوش مصنوعی: اگر سالی یک بار با ما حرفی بزنی، سخنت را به دروغ و راست بگیر، زیرا در آن سخن، رازی پنهان و پیچیده وجود دارد.
آشکارا دی فرستادی دعایی نزد من
زیر هر حرفیش دشنامی نهان پیچیدهای
هوش مصنوعی: دیروز برای من دعایی فرستادی که زیر هر کلمهاش یک ناسزا پنهان شده بود.
نامهای دوشم فرستادی به نام آشتی
چون به دیدم، بیست جنگش در میان پیچیدهای
هوش مصنوعی: در نامهای که دیشب به من فرستادی و در آن به آشتی اشاره کردهای، وقتی آن را دیدم، متوجه شدم که در واقع تو بیست جنگ و درگیری را در میان صحبتهایت پنهان کردهای.
التماس بوسهای کردم شبی، رفتی به خشم
وین نهان عمری برآمد تا در آن پیچیدهای
هوش مصنوعی: شبی از تو خواهش بوسهای کردم، ولی تو با خشم رفتی و این خشم تو به مدت طولانی در دلم پنهان مانده است.
زلف و رویت جانب ما گوش میدارند و تو
زلف را زین تاب دادی، روی از آن پیچیدهای
هوش مصنوعی: مو و چهرهات به ما توجه دارند، اما تو موهایت را اینگونه به خود آراستهای و چهرهات را از آن پنهان کردهای.
قصه ها دارم، ولی نتوان نمودن پیش تو
کاوحدی را دم فرو بستی، زبان پیچیدهای
هوش مصنوعی: من داستانهای زیادی دارم، اما نمیتوانم آنها را برای تو بازگو کنم، زیرا تو در برابر سخن گفتن خاموشی، و زبان من در بیان پیچیده است.