برگردان به زبان ساده
همچو گل صد گونه رنگ آوردهای
غنچهوارم دل به تنگ آوردهای
هوش مصنوعی: تو مانند گلی با رنگهای مختلف جلوهگری میکنی و من به حالت غنچه در آمدهام، دلتنگ و ناراحت شدهام.
سوی من هر دم ز زلف و خال و خط
لشکری دیگر به جنگ آوردهای
هوش مصنوعی: هر لحظه تعدادی از زیباییهایت، مانند موها و نقش و نگارت، به دلایل مختلف به من حمله میکنند.
در مخالف میزنی چون دف مرا
راستی نیکم به چنگ آوردهای
هوش مصنوعی: تو به خوبی نواختن دف را یاد گرفتهای و صداهای مخالف را هم به کار میگیری. این نشان میدهد که به هنر خود تسلط پیدا کردهای.
چون تو آهو زادهای حیفست حیف!
کآنچنان خوی پلنگ آوردهای
هوش مصنوعی: تو به زیبایی و لطافت آهو هستی، اما افسوس که خوی پلنگ را در خود پرورش دادهای.
بیگناهم کشتهای صدبار و باز
رفتهای، صد عذر لنگ آوردهای
هوش مصنوعی: من بیگناه مورد تیر قرار گرفتهام و هر بار که موردی پیش آمده، تو بهانههای زیادی آوردهای و دوباره رفتهای.
بس جهودی میکشم، گویی، مرا
با اسیران از فرنگ آوردهای
هوش مصنوعی: بسیار تلاش میکنم، انگار که مرا همچون زندانیانی از سرزمینهای دور آوردهای.
اوحدی را خاک پای خویش خوان
چونکه دستش زیرسنگ آوردهای
هوش مصنوعی: اوحدی را مانند خاک پای خودت بدان، چون تو او را زیر پای خود قرار دادهای.