برگردان به زبان ساده
من که باشم؟ در زیان افتادهای
از هوی اندر هوان افتادهای
هوش مصنوعی: من کی هستم که در میان مشکلات و سختیها به سر میبرم؟ تو هم که در دام هوس و سرگردانی گرفتار شدهای.
بیخودی، رخ در بیابان کردهای
گمرهی، از کاروان افتادهای
هوش مصنوعی: بیدلیل در دنیای بیراه و بیهدف wandering میکنی و به خاطر این بیتوجهی، از جمع و کاروان خود دور افتادهای.
ناکسی، از بخت دوری جستهای
مفلسی، از خان و مان افتادهای
هوش مصنوعی: بدبختی، از سرنوشتت فرار کردهای و فقر، تو را از خانه و کاشانهات دور کرده است.
گاه گویایی فضیحت گشتهای
وقت خاموشی زیان افتادهای
هوش مصنوعی: گاهی اوقات زبانی که باید بگویی، مشکلساز میشود و در زمانهایی که باید سکوت کنی، ضرر میکنی.
از بهشت اندر جهنم رفتهای
بر زمین از آسمان افتادهای
هوش مصنوعی: تو از بهشت به جهنم آمدهای و از آسمان به زمین سقوط کردهای.
بر سر کوی سبکباران عشق
از گرانی رایگان افتادهای
هوش مصنوعی: در خیابان کسانی که بیبار و سبکبار هستند، به خاطر عشق، تو رایگان و بدون هیچ قید و شروطی به زمین افتادهای.
گوهر خود را ز خس نشناخته
وز خسی در خاکدان افتادهای
هوش مصنوعی: تو ارزش خود را نشناختهای و مانند یک انسان بیارزش در خاک فرود آمدهای.
دل ز غفلت بسته در جایی چنین
وانگه از جایی چنان افتادهای
هوش مصنوعی: دل در غفلت و بیخبری به جایی وابسته شده است، اما ناگهان از آنجا به شکل غیرمنتظرهای به جایی دیگر منتقل شدهای.
روز سربازی عنان پیچیدهای
وقت مردی ناتوان افتادهای
هوش مصنوعی: در روزی که باید به خدمت سربازی بروی، به حالت ناتوانی افتادهای که نمیتوانی به درستی از پس مسئولیتها بر بیایی.
همنشینان بر کنار بحر و من
از کنار اندر میان افتادهای
هوش مصنوعی: همنشینان در کنار دریا نشستهاند و من در وسط آن افتادهام.
اوحدیوار از برای این و آن
در زبان این و آن افتادهای
هوش مصنوعی: شما به مانند اوحدی به خاطر دیگران و برای آنها در زبان و گفتارشان به تصویر درآمدهاید.