برگردان به زبان ساده
یارب! تو دوش با که به شادی نشستهای؟
کامروز بیغم از در ما باز جستهای
هوش مصنوعی: ای خدا! دیشب با چه کسی شاد و خوشحال بودی؟ امروز بیغم و خوشحال از در ما بیرون رفتهای.
از روی عشوه بند قبا را گشاده باز
وز راه شیوه طرف کله بر شکستهای
هوش مصنوعی: با ناز و ادا، لباست را از تن بکش و با شیوهی خاصی به سمت کسی که به شکسته شدن سرش اشاره میکند، برو.
سیم از میان ببرده و در کیسه ریخته
زر در کمر کشیده و بر کوه بستهای
هوش مصنوعی: تو زر و سیم را از دشتها جمع کردهای و به کیسهای ریختهای و با خود بر دوش میبری.
امروز گو: شکفته مشو هیچ گل، که تو
صد گلبن شکفته و صد لاله دستهای
هوش مصنوعی: امروز، هیچ گلی نباید باز شود و شکفت، زیرا تو به اندازه صد گلستان و صد دسته لاله زیبا هستی.
گل نقل نیست باده بنه، کز دهان و لب
یک خانه شهد و شکر و عناب و پستهای
هوش مصنوعی: گل، مانند نقل نیست که با باده بیفتد، زیرا از دهان و لب او طعم شهد و شکر و عناب و پسته بیرون میآید.
برخیز و شمع را بنشان، یا بهل چنان
تا شمع بیندت که چنین خوش نشستهای
هوش مصنوعی: بلند شو و شمع را خاموش کن یا آنقدر بروی که شمع بتواند تو را ببیند، چون تو اینقدر زیبا نشستهای.
گر دیگری ز حسرت او غصه میخورد
ای اوحدی، تو باری ازین غصه راستهای
هوش مصنوعی: اگر دیگران به خاطر حسرت او ناراحتند، ای اوحدی، تو حداقل از این ناراحتی رها شدهای.