برگردان به زبان ساده
ای آنکه، نیست جز بر یار انتعاش تو
بس میخروشد آن سخن دلخراش تو
هوش مصنوعی: ای کسی که دلخوشیهای تو تنها به یار بستگی دارد، سخنان دلخراش تو همچنان در یادها طنینانداز است.
زرقی همی فروشی و شهری همی خری
دخل گزاف بنگر و خرج بلاش تو
هوش مصنوعی: تو همواره در حال فروش زرق و برق هستی و شهری هم در پی خرید آن. به درآمد زیاد بیاندیش و خرج های بیمورد را فراموش کن.
گویی که: دین پرستم و دنیا پرست نه
وانگه ز بیست خواجه فزونتر معاش تو
هوش مصنوعی: انگار که من هم به دین معتقدم و هم به دنیا، اما هیچ یک از این دو بیشتر از تأمین معاش من نمیتواند اهمیت داشته باشد.
بر روی راه این دو سه حیوان، به راستی
کمتر ز دام نیست دم دانهپاش تو
هوش مصنوعی: در مسیر این دو یا چند جانور، واقعاً دامگستر کمتر از دانهپاش تو نیست.
گه راز خود ز خلق بپوشیدهای، ولی
روی زمین پرست ز تشویق فاش تو
هوش مصنوعی: گاهی راز خود را از مردم پنهان کردهای، اما روی زمین به اندازهای شوق و تشویق داری که به وضوح نمایان است.
فردا کجا خلاص دهی آن مرید را؟
کامروز قرضدار شد از بهر آش تو
هوش مصنوعی: فردا چطور میخواهی این شاگرد را نجات دهی؟ امروز به خاطر آش تو از او طلبکار شدم.
با اوحدی مباف کرامات خود، که هیچ
کاری نمیرود ز بباش و مباش تو
هوش مصنوعی: با اوحدی رفیق نشو و از کرامتهای او صحبت نکن، چون هیچ کار خاصی از او صادر نمیشود. تو خودت هم نباش و نکن.