برگردان به زبان ساده
تو سروی ، بر نشاید چیدن از تو
تو ماهی، مهر نتوان دیدن از تو
هوش مصنوعی: تو همچون سرو بلندی هستی که نمیتوان تو را برید و از بین برد. تو مانند ماهی هستی که مهر و زیباییاش قابل دیدن نیست و نمیتوان به سادگی آن را درک کرد.
من آشفته دل را تا کی آخر
میان خاک و خون غلتیدن از تو؟
هوش مصنوعی: آیا تا چه زمانی باید من با دل آشفتهام در میان خاک و خون غوطهور باشم؟
به گردان رخصت خونم به عالم
که رخصت نیست برگردیدن از تو
هوش مصنوعی: اجازه بده در دنیایم از عشق تو بگویم، چون دیگر نمیتوانم از تو دور شوم.
گرم صد آستین بر رخ فشانی
نخواهم دامن اندر چیدن از تو
هوش مصنوعی: من هرگز اجازه نمیدهم که با زیباییات مرا تحت تأثیر قرار دهی و دامنم را به چالش بکشی.
ترا چون هیچ ترسی از خدا نیست
همی باید مرا ترسیدن از تو
هوش مصنوعی: چون تو از خدا هیچ ترسی نداری، من هم باید از تو بترسم.
گناهم نیست اندر عشق و گر هست
گناه از بنده و بخشیدن از تو
هوش مصنوعی: عشق من بینقص است و اگر گناهی وجود دارد، آن به من مربوط میشود و بخشش این گناه از سوی تو خواهد بود.
اگر صد رنج باشد اوحدی را
شفا یابد به یک پرسیدن از تو
هوش مصنوعی: اگر هزاران درد و مشکل برای اوحدی باشد، میتواند با یک سوال از تو به آرامش و درمان برسد.