برگردان به زبان ساده
چشم دولت را اگر زین به نظر هستی به من
آن فراق اندیش روزی باز پیوستی به من
هوش مصنوعی: اگر چشمان خوشبختی تو به من نگاه کند، پس آن جدایی را فراموش کن که روزی دوباره به من ملحق خواهی شد.
همچو ماهی صید آن ماهم، که روزی بیست بار
زلف چون دامش در اندازد همی شستی به من
هوش مصنوعی: من مانند ماهی، در دامی هستم که شبیه زلف اوست. او هر روز بیست بار موهایش را به صورتم میریزد و من را در این دام دچار میکند.
گر سر زلفش به دست من رسیدی گاه گاه
کی رسیدی محنت ایام را دستی به من؟
هوش مصنوعی: اگر روزی به موهایش دسترسی پیدا کنی، گاهی اوقات چه زمانی میتوانی دستت را به من بگشایی و از درد و رنج ایام مرا آزاد کنی؟
گفتمش روزی که: از وصل تو کی من برخورم؟
گفت: با چندین بلندی کی رسد پستی به من؟
هوش مصنوعی: به او گفتم: چه زمانی میتوانم از وصل تو بهرهمند شوم؟ او پاسخ داد: با وجود این همه بلندی، چگونه میتوانی به پستیهای من دسترسی پیدا کنی؟
گر مجالی بودی اندر خانهٔ وصلش مرا
پرتوی از روزن مهرش فرو جستی به من
هوش مصنوعی: اگر فرصتی بود تا در کنار او باشم و از نوری که از پنجرهٔ محبتش به من میتابید، بهرهمند شوم.
ورنه چشم مست او را زلف او یار آمدی
این خرابی کی رسیدی از چنان مستی به من؟
هوش مصنوعی: اگر چشم مست او، زلف او را یار میدانست، این بیداد و ویرانی به چنین مستی چگونه به من رسید؟
اوحدی بیمهرش ار بودی زمانی، کافرم
گر به مسمار وفاقش چرخ بر بستی به من
هوش مصنوعی: اگر اوحدی بیمحبتش مدتی وجود داشت، من بیایمان خواهم بود اگر چرخ زندگی بر اساس توافقش بر من بچرخد.