برگردان به زبان ساده
امروز عید ماست، که قربان او شدیم
اکنون شویم شاه، که دربان او شدیم
هوش مصنوعی: امروز روز شادمانی ماست، زیرا به خاطر او قربانی شدیم و حالا باید مانند پادشاهان باشیم، چون در خدمت او قرار گرفتهایم.
چندان غریب نیست که باشد غریبدار
این سرو ماه چهره، که مهمان او شدیم
هوش مصنوعی: این سرو زیبا و ماهرو که ما به دیدارش آمدهایم، چندان دور از انتظار نیست که دلداشتهای داشته باشد.
ای بادصبح، بگذر و از ما سلام کن
بر روضهای، که عاشق رضوان او شدیم
هوش مصنوعی: ای باد صبح، بگذر و از ما سلامی به باغی بده که ما در آن عاشق زیبایی و خوشبختی او شدهایم.
فرخنده یوسفیست، که زندان اوست دل
زیبا محمدیست، که سلمان او شدیم
هوش مصنوعی: یوسف خوشبختی است که در زندان به سر میبرد، ولی دل زیبا و دلنشین او همانند دل محمدی است که ما به محبت او پیوستهایم.
این خواجه از کجاست؟ که «طوعا و رغبة»
بیکره و جبر بندهٔ فرمان او شدیم
هوش مصنوعی: این آقا از کجا آمده است؟ که ما به طور اختیاری و با اشتیاق، بدون هیچ اجبار و فشاری، زیر فرمان او قرار گرفتهایم.
تا ما گدای آن رخ و درویش آن دریم
ننشست خسروی، که ز سلطان او شدیم
هوش مصنوعی: تا زمانی که ما به زیبایی آن چهره دل باختیم و خود را در دنیای فقر و نیاز او غرق کردیم، هرگز آرامش و راحتی نمییابیم؛ زیرا ما به ملک و سلطنت او وابسته شدهایم.
گفتم: ز درد عشق تو شد اوحدی هلاک
گفتا: چه غم ز درد؟ که درمان او شدیم
هوش مصنوعی: گفتم که عشق تو باعث شد اوحدی به شدت رنج بکشد، او پاسخ داد: برای چه از درد نگران هستی؟ که ما خود درمان درد او هستیم.