برگردان به زبان ساده
زلف مشکینت چو دامست، ای صنم
عارضت ماه تمامست، ای صنم
هوش مصنوعی: زلفهای سیاه و زیباى تو مانند دام است و چهرهى تو همچون ماه کامل میدرخشد، ای معشوق!
تا بود بر دیگران وصلت حلال
بر من اسایش حرامست، ای صنم
هوش مصنوعی: تا وقتی که دیگران به حلالی وصال برسند، برای من هیچ آرامشی نخواهد بود، ای معشوق.
زان دهان تنگ شیرینم بده
بوسهای، گر خود به وامست، ای صنم
هوش مصنوعی: از آن دهان شیرین و تنگت بوسهای به من بده، حتی اگر این کار برای خودت سخت باشد، ای محبوب.
هر زمان گویی که: فردایی دگر
سوختم، فردا کدامست؟ ای صنم
هوش مصنوعی: هر بار که بگویم فردا دوباره میسوزم، میپرسم فردا چه زمانی است؟ ای معشوق!
در غمت گر نشکنم خود را، مرنج
آدمی را ننگ و نامست ، ای صنم
هوش مصنوعی: اگر در غم تو خودم را نشکنم، نگران نباش که در نظر مردم ننگ و نام نخواهم داشت، ای معشوق.
عالمی را بندهٔ خود کردهای
اوحدی نیزت غلامست، ای صنم
هوش مصنوعی: تو به قدری قدرت و جذبه داری که همه را تحت تأثیر خود قرار دادهای و حتی اوحدی نیز به نوعی در خدمت توست، ای معشوق زیبا.