برگردان به زبان ساده
سخن بگوی چو من در سخن نمیباشم
که در حضور تو با خویشتن نمیباشم
هوش مصنوعی: اگر میخواهی صحبت کنی، مثل من سخن بگو، چون وقتی تو هستی، من در وجود خودم نیستم.
چو بوی پیرهنت بشنوم ز خود بروم
چنان که گویی در پیرهن نمیباشم
هوش مصنوعی: وقتی بوی پیراهنت را میشنوم، به قدری تحت تأثیر قرار میگیرم که انگار وجود ندارم و فقط به خاطر یاد تو به دنیای دیگر میروم.
به وقت دیدنت ار در دعا کنم تقصیر
ز من مگیر، که آن لحظه من نمیباشم
هوش مصنوعی: اگر در لحظهای که به تو میرسم دعا کنم، لطفاً گناه مرا نبخش، چون در آن لحظه من خودم نیستم و تحت تأثیر احساسات و هیجانات قرار دارم.
مرا اگر چه بسی عیب هست، شکر کنم
که در وفا چو تو پیمانشکن نمیباشم
هوش مصنوعی: با اینکه نقصهای زیادی دارم، اما شکرگزارم که مثل تو در وفا عهدشکن نیستم.
دلم به شکل دهان تو زان سبب تنگست
که هیچ بیسخن آن دهن نمیباشم
هوش مصنوعی: دلم به خاطر تو و چهرهات بسیار تنگ است، چون بدون سخن و گفتوگو با تو نمیتوانم زندگی کنم.
من از برای تو گشتم مقیم، تا دانی
که بر گزاف درین انجمن نمیباشم
هوش مصنوعی: من به خاطر تو در اینجا ساکن شدم تا بدانی که در این جمع به طور تصادفی حضور ندارم.
به روز مردنم ار با جنازه خواهی بود
در انتظار حنوط و کفن نمیباشم
هوش مصنوعی: اگر در روز مرگم بخواهی کنار جنازهام باشی، به خاطر حنوط و کفن انتظار نکش.
برای مصلحت ار گفتم: از تو سیر شدم
از آن مرنج، که بر یک سخن نمیباشم
هوش مصنوعی: اگر به خاطر مصلحت چنین گفتم که از تو خسته شدم، نگران نباش، زیرا من نمیتوانم تنها بر یک موضوع قضاوت کنم.
اگر تو قصد تن و جان اوحدی داری
بیا، که زنده بدین جان و تن نمیباشم
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به اوحدی دست یابی و او را بیابانی در نظر داری، بیا، چون من زنده به این دو جنبه نیستم.