برگردان به زبان ساده
گمان مبر که به جور از بر تو برخیزم
به اختیار ز خاک در تو برخیزم
هوش مصنوعی: نگران نباش که از روی ظلم و بیعدالتی از دلت دور شوم، زیرا با اراده و اختیار خودم از دل تو بلند میشوم.
نه چون کلاه توام، کین چنین بهر بادی
چو ترک من بکنی از سر تو برخیزم
هوش مصنوعی: من مانند کلاهی که بر سر توست نیستم، زیرا وقتی باد میوزد و تو من را به کناری میزنی، من از سر تو کنار نمیروم.
چونی گرم بکنی بندبند، نیستم آنک
ز بند آن لب چون شکر تو برخیزم
هوش مصنوعی: چطور میتوانی مرا به گرمی واداری، در حالی که من از بند آن لب مثل شکر نمیخواهم بلند شوم؟
اگر به کشتنم آیی ز راستی چون تیر
به یاری مدد خنجر تو برخیزم
هوش مصنوعی: اگر برای کشتن من بیایی، با تمام قدرت به میدان میآیم و با تمام توانم در برابر خنجر تو میایستم.
سپند آتش غم کردهای مرا، ای دوست
مکن، که سوخته از مجمر تو برخیزم
هوش مصنوعی: ای دوست، تو با آتش غم مرا سوزاندهای؛ لطفاً این کار را ادامه نده، چون من از شعلههای تو به شدت سوختهام و ممکن است به آتش واکنش نشان دهم.
شبی دراز چو زلف تو آرزوست مرا
که با تو باشم و شاد از بر تو برخیزم
هوش مصنوعی: شبی بلند و دلانگیز مانند زلف تو برایم آرزوست، که در کنار تو باشم و از حضورت شاد و خوشحال از خواب بیدار شوم.
خوشا دمی! که به مستی چو اوحدی از خواب
به بوی طرهٔ چون عنبر تو برخیزم
هوش مصنوعی: چه خوب است لحظهای که در حالت مستی، مانند اوحدی، از خواب بیدار شوم و عطر طرهی موی تو که همچون عطر عنبر است، مرا به این حالت درآورد.