برگردان به زبان ساده
یا بپوش آن روی زیبا در نقاب
یا دگر بیرون مرو چون آفتاب
هوش مصنوعی: یا چهرهی زیبا و دلربایت را بپوشان، یا مثل آفتاب از جلوی چشم ما دور نشو.
بند کن زلف جهان آشوب را
گر نمیخواهی جهانی را خراب
هوش مصنوعی: اگر نمیخواهی که جهان به هم بریزد و نابود شود، زلف آشفته و پر از همهمهی دنیا را آرایش کن و مرتب کن.
رنج من زان چشم خوابآلود تست
چون کنم، کندر نمیآید ز خواب؟
هوش مصنوعی: رنج من به خاطر چشمانت که خوابآلود هستند است. چگونه میتوانم از این درد رهایی یابم وقتی که تو در خواب به سر میبری؟
زلف را وقتی اگر تابی دهی
آن تو دانی، روی را از من متاب
هوش مصنوعی: اگر موهای خود را بیتاب کنی، این را خودت میدانی، اما لطفاً چهرهات را از من دور نکن.
من که خود میمیرم از هجران تو
بر هلاک من چه میجویی شتاب؟
هوش مصنوعی: من که از دوری تو ناراحت و ناآرامم، دیگر چرا به دنبال نابودی من میگردی؟
تا نرفتی در نیامد تیره شب
تا نیایی بر نیاید آفتاب
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو نروی، شب تاریک باقی میماند و وقتی تو نیایی، نور آفتاب هم نخواهد تابید.
حال هجران تو من دانم، که من
سینهای دارم پر از آتش کباب
هوش مصنوعی: من از حال غم و دوری تو خبر دارم، چرا که در سینهام احساس سوزشی مانند آتش کباب را دارم.
عاشقم، روزی بر آویزم بتو
تشنهام، خود را در اندازم به آب
هوش مصنوعی: عاشق تو هستم و روزی به تو نزدیک میشوم. به قدری به تو نیاز دارم که خود را به آب میزنم.
اوحدی کامروز هجران تو دید
ایزدش فردا نفرماید عذاب
هوش مصنوعی: اوحدی میگوید: امروز از دوری تو رنج میبرم، اما نمیدانم خداوند در آینده چه سرنوشتی برای من در نظر گرفته و آیا عذابی خواهد بود یا نه.