برگردان به زبان ساده
بیا، بیا که ز مهرت به جان همی گردم
به بوی وصل تو گرد جهان همی گردم
هوش مصنوعی: بیایید که به خاطر عشق شما جانم در حال چرخش است و به خاطر بوی وصالت همه جا را زیر پا میگذارم.
تو خفتهای، خبرت کی بود؟ که من هر شب
به گرد کوی تو چون پاسبان همی گردم
هوش مصنوعی: تو خواب هستی و خبری از تو نداری، در حالی که من هر شب مانند یک نگهبان دور خیابان تو میچرخم.
ملامت من بیدل مکن درین غرقاب
تو بر کناری و من و در میان همی گردم
هوش مصنوعی: به من که در این درد و رنج غرق شدهام، سرزنش نکن. تو در کنار آرامی و من در این طوفان بیپایان در حال چرخش و نادانی هستم.
به پیشگاه قبول تو راه نیست، مگر
رها کنی، که برین آستان همی گردم
هوش مصنوعی: برای رسیدن به مقام تو، راهی وجود ندارد مگر اینکه تو خود، اجازه دهی. من همواره در این درگاه میچرخم و حضور دارم.
هزار بار شدم در غم تو پیر، ولی
دگر به بوی وصالت جوان همی گردم
هوش مصنوعی: در هزار بار غم و اندوه تو، بسیار سالخورده شدم، اما اکنون با بوی وصال و نزدیکیات دوباره جوان و سرزنده میشوم.
قدم به پرسش من رنجه کن، که هر ساعت
بسان چشم خوشت ناتوان همی گردم
هوش مصنوعی: لطفاً به سوال من پاسخ بده و مرا با نگرانیهای خود رنجیدهحال نکن، چون هر لحظه به مانند چشمان زیبایت به شدت بیتاب و ناتوان میشوم.
لبت بشارت کامی به اوحدی دادست
درین دیار به امید آن همی گردم
هوش مصنوعی: لبت نشانی از کامیابی به من داده است و من در این سرزمین به امید آن به جستجو مشغولم.