برگردان به زبان ساده
ای زاهد مستور، ز من دور، که مستم
با توبهٔ خود باش، که من توبه شکستم
هوش مصنوعی: ای زاهد پنهان، از من دور شو، چون من تحت تأثیر نشم، تو با توبهات باش، چون من پیمان خود را شکستهام.
زنار ببندی تو و پس خرقه بپوشی
من خرقهٔ پوشیده به زنار ببستم
هوش مصنوعی: اگر تو زناری ببندی و لباس عزلت بپوشی، من نیز با پوشیدن لباس عزلت، به زنار بستهام.
همتای بت من به جهان هیچ بتی نیست
هر بت که بدین نقش بود من بپرستم
هوش مصنوعی: هیچ بت و مجسمهای در دنیا همتای معشوق من نیست و هر بت و مجسمهای که به این زیبایی و نقش و نگار باشد، برای من قابل پرستش است.
فردای قیامت که سر از خاک برآرم
جز خاک در او نبود جای نشستم
هوش مصنوعی: در روز قیامت که از خاک به پا میشوم، جز خاک چیزی در اختیار نخواهم داشت که در آن بنشینم.
دست من و دامان شما، هر چه ببینید
جز حلقهٔ آن در، بستانید ز دستم
هوش مصنوعی: هر آنچه را که ببینید، جز آن حلقهای که به دامن شما مربوط است، از دست من بگیرید.
بر گرد من ار دانه و دامیست عجب نیست
روزی دو، که مرغ قفس و ماهی شستم
هوش مصنوعی: اگر دانه و دام در اطراف من وجود داشته باشد، شگفتی ندارد که روزی چند بار مرغی در قفس و ماهیای را بشویند.
در سر هوس اوست، به هر گوشه که باشم
در دل طرب اوست، به هر گونه که هستم
هوش مصنوعی: هر جا که باشم، در دل منتظر او هستم و در وجودم آرزوی او را دارم.
بارم نتوان برد، که مسکین و غریبم
خوارم نتوان کرد که افتاده و پستم
هوش مصنوعی: من نمیتوانم بار سنگینی را حمل کنم، زیرا ضعیف و بیپناهم. و نمیتوانند مرا تحقیر کنند، چرا که در حال حاضر در وضعیت پایین و ناامیدی قرار دارم.
باشد سخنم حلقه به گوش همه دلها
چون حلقه به گوش سخن روز الستم
هوش مصنوعی: سخنان من باید به دلهای همه افراد بشنود و اثر بگذارد، همانطور که حلقههایی که در گوش هستند صدای خاصی را میشنوند و به آن توجه میکنند.
پنهان شدم از خلق وز خلق خلق او
خلقم چو بدیدند و بجستند بجستم
هوش مصنوعی: من از چشم مردم پنهان شدم و وقتی که او موجودی را که خلق کرده بود، دیدند، از آنجا گریختم.
دوش اوحدی از زهد سخن گفت و من از عشق
القصه، من از غصهٔ او نیز برستم
هوش مصنوعی: دیشب اوحدی درباره زهد و پارسایی صحبت میکرد و من از عشق سخن گفتم. خلاصه اینکه، من هم از غم و اندوه او متاثر شدم و تحت تأثیر قرار گرفتم.