برگردان به زبان ساده
هر چه گویم من، ای دبیر، امروز
نه به هوشم، ز من مگیر امروز
هوش مصنوعی: هر چه که من امروز میگویم، ای نویسنده، به خاطر عقل و درک من نیست، پس آنچه از من دریافت میکنی، امروز به حساب نیاور.
قلم نیستی به من در کش
که گرفتارم و اسیر امروز
هوش مصنوعی: تو را نمیتوانم بگویم که دست از نوشتن برداری، زیرا امروز در وضعیت سختی هستم و به شدت گرفتار و اسیر مشکلاتم.
سالها در کمین نشستم تا
در کمانم کشد چو تیر امروز
هوش مصنوعی: سالها به انتظار نشستم تا زمانی که هدفی در زندگیم نمایان شود و به سوی آن پیش بروم. امروز فرصتی فراهم آمده که بتوانم به آن هدف برسم.
رو بشارت زنان، که گشت یکی
با غلام خود آن امیر امروز
هوش مصنوعی: امروز یک امیر با غلامش همراه شده است، پس به زنان خبر خوش بدهید.
پرده بر من مدر، که نتوان دوخت
نظر از یار بینظیر امروز
هوش مصنوعی: پرده را از روی من کنار نزن، زیرا نگرانم نتوانم نگاه خود را از یار بینظیر امروز بگردانم.
میل یار قدیم دارد دل
تن ازین غصه، گو: بمیر امروز
هوش مصنوعی: دل از غم عشق یار قدیم به شدت ناراحت است و از این وضعیت میگوید: امروز دیگر تحمل ندارد و بهتر است که بمیرم.
اوحدی، جز حدیث دوست مگوی
که جزو نیست در ضمیر امروز
هوش مصنوعی: حرفی جز از دوست نزن، چرا که هیچ چیز دیگری در دل امروز وجود ندارد.