برگردان به زبان ساده
باد بهار میدمد و من ز یار دور
با غم نشسته دایم و از غمگسار دور
هوش مصنوعی: باد بهاری میوزد و من با اندوه از یارم دور هستم و دائم در غم نشستهام، و از کسی که consolation میدهد نیز دورم.
آنرا که در کنار به خون پروریدهایم
خون در کنار دارم و او از کنار دور
هوش مصنوعی: ما کسی را که در کنار خود با عشق و محبت بزرگ کردهایم، در خون خود میپرورانیم و او از ما دور است.
کارم ز دست رفت، چه معنی که دوستان
یادم نمیکنند بر آن نگار دور
هوش مصنوعی: کار من از دستم خارج شده است. چه اهمیتی دارد که دوستانم به یاد من نیستند، در حالی که به یاد آن معشوق دور هستند.
دیدی تو کارمن چو نگار، این زمان ببین
رویم به خون نگار وز دستم نگار دور
هوش مصنوعی: آیا دیدی که چقدر دلتنگم به خاطر معشوق؟ حالا ببین چطور چهرهام به خاطر عشق به او غمزده و پر از غصه است و چگونه از دستم دور افتاده.
ای باد صبح، اگر بر منظور ما رسی
آن بینظیر گو: نظر از ما مدار دور
هوش مصنوعی: ای باد صبح، اگر به محبوب ما رسیدی، از او بپرس که آیا میتواند نگاهی به ما بیندازد و ما را ترک نکند.
صد بار جور کردی و تندی نمود، لیک
چندین نگشتهای به جفا هیچ بار دور
هوش مصنوعی: تو بارها به من ستم کردی و ظلم روا داشتی، اما هنوز هیچوقت به من به خاطر این بدیها واقعا دور نشدهای.
ای اوحدی، برو تو، که عهد وفای دوست
بازم نمیهلد که :شوم زین دیار دور
هوش مصنوعی: ای اوحدی، تو برو، چرا که دیگر نمیتوانم به عهد و وفای دوستم دوام آورم و از این سرزمین دور میشوم.