برگردان به زبان ساده
آن سیه چهره که خلقی نگرانند او را
خوبرویان جهان بنده به جانند او را
هوش مصنوعی: آن چهره تاریک و غمگین که مردم به خاطرش نگران هستند، زیبایانی که در جهان هستند، به خاطر او جانشان را فدای او میکنند.
دلبرانی که به خوبی بنشانند امروز
جای آنست که بر دیده نشانند او را
هوش مصنوعی: امروز باید دلبرانی را که به زیبایی مینشینند، بر جایی نشانده و برای همگان پیدایش کرد.
دامنش پاک ز عارست و دلش پاک ز عیب
پاکبازان جهان بنده از آنند او را
هوش مصنوعی: دامن او از هر عیب و عاری پاک است و دلش هم از هر ناپاکی خالی است. به همین دلیل، پاکبازان جهان را به خود وابسته کرده است.
گر در افتد به کفم دامن وصلش روزی
از کف من به جهانی نجهانند او را
هوش مصنوعی: اگر روزی دامن وصالش به دستم بیفتد، هیچ کس از من آن را نخواهد گرفت و او را از دست نخواهم داد.
نیست بیمصلحتی از بر او دوری من
برمیدم ز برش، تا نرمانند او را
هوش مصنوعی: بدون دلیل و مصلحتی از او دور نمیشوم؛ اگر نبود، هیچ گاه نمیتوانستم او را رها کنم و به سادگی از کنارش بروم.
قیمت قامت او را من بیدل دانم
ورنه این یک دوسه افسرده چه دانند او را؟
هوش مصنوعی: من قیمت قامت او را میدانم، اما این دو یا سه افسرده چه میفهمند از ارزش او؟
ای که گشت اوحدی از بهر تو بدنام جهان
بندهٔ تست، نام که خوانند او را
هوش مصنوعی: ای کسی که اوحدی به خاطر تو در دنیا بدنام شده است، نام او را چه میخوانند؟