برگردان به زبان ساده
هزار نامه نوشتم، یکی جواب نیامد
به سوی ما خبر او به هیچ باب نیامد
هوش مصنوعی: هزار نامه برایش نوشتم، اما هیچ جوابی به من نرسید. هیچ خبری از او به دستم نیامد.
دلم کباب شد از هجر آن دهان چو شکر
ز شکرش چه نمکها که بر کباب نیامد؟
هوش مصنوعی: دل من به خاطر جدایی آن لبانی که همچون شکر است، به شدت آزرده و ناراحت شده است. از شیرینی و جذابیتش چه طعمی بر کباب من مینشیند که هیچ نمکی به آن نرسیده است؟
بیار من که رساند؟ که: بیجمال تو، یارا
نظر به زهره و رغبت به آفتاب نیامد
هوش مصنوعی: مرا به یاد تو کی کسی میآورد؟ زیرا به جز زیبایی تو، هیچکس نه میتواند به ستاره نگاه کند و نه به خورشید تمایل پیدا کند.
شبی چو باد به ما بر گذار کردی و زان شب
دو ماه رفت که در چشم ما جز آب نیامد
هوش مصنوعی: شبی را مانند نسیم، به سرعت از کنار ما گذر کردی و از آن شب، دو ماه سپری شده است که در چشم ما جز اشک و آب، چیزی نیامده است.
محبت تو، نگارا، چه گنج بود؟ ندانم
که جای او بجزین سینهٔ خراب نیامد
هوش مصنوعی: عشق تو، ای محبوب، چه گنجی است! نمیدانم که این عشق جز در سینهٔ ویران من جایی دیگر میتواند باشد.
خیال روی تو گفتم: شبی به خواب ببینم
گذشت صد شب و در دیده هیچ خواب نیامد
هوش مصنوعی: من به خیال دیدن چهرهات گفتم: شبها خواب تو را ببینم، اما صد شب گذشته و هیچگاه در خوابم تو را ندیدم.
هزار فکر بکرد اوحدی شکار لبت را
ولی چه سود؟ که آن فکرها صواب نیامد
هوش مصنوعی: اوحدی هزاران فکر و خیال درباره شکار لبهای تو کرده است، اما این اندیشهها نتوانستند به نتیجه برسند و بیهوده بودند.