برگردان به زبان ساده
به من از دولت وصل تو مقرر میشد
کارم از لعل گهربار تو چون زر میشد
هوش مصنوعی: از لطف و محبت تو، زندگیام سامان مییافت و دردهایم به آرامش تبدیل میشد، مانند اینکه گنجی ارزشمند به دست میآوردم.
دوش گفتم: بتوان دید به خوابت، لیکن
با فراق تو کرا خواب میسر میشد؟
هوش مصنوعی: دیروز به خودم گفتم که میتوانم در خواب تو را ببینم، اما با دوری تو، چه کسی میتواند خواب آرامی داشته باشد؟
بارها شمع بکشتم که نشینم تاریک
خانه دیگر ز خیال تو منور میشد
هوش مصنوعی: من بارها شمع را خاموش کردم تا در تاریکی خانهام بنشینم، اما باز هم از تصور تو، نور خانهام روشن میشد.
عقل دل را ز تمنای تو سعیی میکرد
عشق میآمد و او نیز مسخر میشد
هوش مصنوعی: عقل برای برآوردن آرزوی تو تلاش میکرد، اما عشق میآمد و او را تحت تأثیر قرار میداد.
گر چه بسیار بگفتیم نیامد در گوش
خوشتر از نام تو، با آنکه مکرر میشد
هوش مصنوعی: با وجود اینکه بارها دربارهات صحبت کردیم، هیچ چیزی در گوش دلپذیرتر از نام تو نمیشنیدیم، حتی اگر این موضوع بارها تکرار میشد.
شرح هجران تو گفتم: بنویسم، لیکن
ننوشتم ، که همه عمر در آن سر میشد
هوش مصنوعی: من تصمیم داشتم که داستان فاصلهام از تو را بنویسم، اما ننوشتم، زیرا تمام عمرم در آن میگذشت.
اوحدی را غزل امروز روانست، که شب
صفت خط تو میکرد و سخن تر میشد
هوش مصنوعی: امروز غزلی از اوحدی منتشر شده است که شب گذشته با زیبایی خط تو نوشته شده و باعث شده که سخن زیباتر و دلنشینتر به نظر برسد.