برگردان به زبان ساده
خواهم شبی بر آن دهن تنگ میر شد
کامشب مرا تعلق او در ضمیر شد
هوش مصنوعی: من امشب میخواهم به یاد آن لبهای تنگ و زیبا باشم که در دل من جایی دارد.
این باد زلف اوست که باد بنفشه برد
وین خاک کوی او که نسیمش عبیر شد
هوش مصنوعی: این نسیم به خاطر زلف او است که عطر گل بنفشه را با خود میآورد و این خاکی که در کوی اوست، نسیمی را ایجاد کرده که بوی خوشی دارد.
از هجر آن پری که خمیرم ز خاک اوست
خاک جهان ز خون دو چشمم خمیر شد
هوش مصنوعی: از دوری آن معشوقی که من از خاک او ساخته شدهام، خاک عالم به خاطر خون اشکهای من شکل گرفته است.
مهر خود از دلم، دگران گو: برون برید
کم در درون محبت او جایگیر شد
هوش مصنوعی: عشق و محبت من از دل من خارج شده است؛ به دیگران بگو که کمتر در دل من جای بگیرند، زیرا محبت او در عمق وجودم نشسته است.
در جان دوست هیچ اثر خود نمیکند
آن نالها که از دل من بر اثیر شد
هوش مصنوعی: این بیت بیان میکند که هرچقدر هم که من از دل خود ناله و شکایت کنم، این صداها هیچ تأثیری بر قلب دوست ندارند. درد و غم من به او نمیرسد و او را تحت تأثیر قرار نمیدهد.
ای مدعی، دگر به خلاصش نظر مدار
مرغی، که صید آن صنم بینظیر شد
هوش مصنوعی: ای ادعا کننده، دیگر به رهایی او فکر نکن، چون پرندهای است که شکار آن معشوق بینظیر شده است.
گر زخم تیر غمزهٔ خوبان ندیدهای
از اوحدی شنو، که درین درد پیر شد
هوش مصنوعی: اگر زخم تیر چشمان زیبا را ندیدهای، از اوحدی بشنو که در این درد پیر و فرسوده شده است.