برگردان به زبان ساده
زلف را تاب دام و خم برزد
همه کار مرا بهم برزد
هوش مصنوعی: زلف پیچیدهات مانند دامم را محاصره کرد و به خاطر آن، همه امورم به هم ریخت و نا مرتب شد.
دفتر دوستان خود میخواند
به سر نام من قلم برزد
هوش مصنوعی: قلم بر روی نام من در دفتر دوستانم خط میکشد.
صورت ماه را رقم بستر
آنکه این چهره را رقم برزد
هوش مصنوعی: صورت ماه را بر روی بستر خود کشیده و این چهره را همانند نقش و نگاری بر روی آن به تصویر کشیده است.
آتشی کندرین دل از غم اوست
به سر شعلهای غم برزد
هوش مصنوعی: این دل از غم او آتش گرفته است و شعلههای غم را به سر میزند.
گلبن وصل او به طالع من
سر به سر غنچهٔ ستم برزد
هوش مصنوعی: باغ وصل او به خوشبختی من تمام غنچههای ستم را از سر برداشت.
شد ز چشم ترم به خشم، چو دید
لب خشک مرا، که نم برزد
هوش مصنوعی: از آنجا که چشمانم پر از اشک شده بود، وقتی که لبهای خشک مرا دید، از خشم به تپش درآمد.
آه کردم ز درد عشقش و گفت:
اوحدی را ببین، که دم برزد
هوش مصنوعی: از شدت عشقش نالهایی کردم و او گفت: ببین اوحدی را که بیتأمل صحبت میکند.