برگردان به زبان ساده
سوز تو شبی بسازم آورد
وندر سخنی درازم آورد
هوش مصنوعی: آتش عشق تو شب را برایم روشن کرده و باعث شده است که در کلامم طولانی و بیانگر احساساتم شوم.
زان دم که تو روی باز کردی
از هر چه به جز تو بازم آورد
هوش مصنوعی: از آن لحظه که چهرهات را به نمایش گذاشتی، هر چیزی جز تو را از یاد بردم.
گر تیغ زنند رخ نپیچیم
زین قبله که در نمازم آورد
هوش مصنوعی: اگر با تیغ به ما حمله کنند، از این سمت که در نماز به سوی آن مینگریم، روی برنمیگردانیم.
اقبال به کعبهٔ وصالت
بیدرد سر مجازم آورد
هوش مصنوعی: اقبال برای رسیدن به عشق و وصال محبوبش، بدون هیچ دردسری، به کعبهای که نماد آن عشق است، حرکت میکند.
چون توبهٔ منزل امانی
با بدرقه و جوازم آورد
هوش مصنوعی: زمانی که شخصی با هدایت و اجازهای مناسب به مقصدی میرسد و توبهاش را به درستی انجام میدهد، این نشان میدهد که او با حمایت و راهنمایی به این وضعیت رسیده است.
لطف تو به مکهٔ حقیقت
از بادیهٔ حجازم آورد
هوش مصنوعی: شما به من لطف و محبت کردهاید و مرا از راه دشوار زندگی به سرزمین واقعی و معنوی رساندهاید.
آن بخت که دل به خواب میجست
بیدار ز در فرازم آورد
هوش مصنوعی: آن قضا و سرنوشت که به دنبال خواب و آرامش دل بود، بیدار شده و از دروازهای به من آگاهی بخشید.
این قاعدهٔ نیازمندی
در عهد تو بینیازم آورد
هوش مصنوعی: این قانون نیازمندی در زمان تو باعث شد که من بینیاز شوم.
چون دید که: شمع جمع عشقم
اندوه تو در گدازم آورد
هوش مصنوعی: هنگامی که دیدم شمع عشق ما در حال ذوب شدن است، غم تو را به یاد آوردم.
گستاخی اوحدی برتو
در غارت و ترکتازم آورد
هوش مصنوعی: در این بیت پیامدهنده به رفتار بیپروا و جسورانه اوحدی اشاره دارد که با کنایهای از او در زمینه تعرض و تجاوز به معشوق سخن میگوید. اوحدی به گونهای عمل کرده که این جسارت او را به چالش میکشد.