برگردان به زبان ساده
پیشآر، ساقی، آن می چون زنگ را
تا ما براندازیم نام و ننگ را
هوش مصنوعی: ساقی، آن شراب زرد رنگ را جلو بیاور تا ما نام و شهرت را فراموش کنیم.
امشب ز رنگ می برافروز آتشی
تا رنگ پوش ما بسوزد رنگ را
هوش مصنوعی: امشب ای زرنگ، آتشی برافروز تا رنگ و لعاب ما بسوزد و محو شود.
بیروی او چون عود میسوزد تنم
مطرب، تو نیز آخر بساز آن چنگ را
هوش مصنوعی: بدون حضور او، بدنم مانند عود در حال سوختن است. ای مطرب، تو هم لطفا آن چنگ را آماده کن.
با فقیه از عقل میگوید سخن
عقلی نبودهست این فقیه دنگ را
هوش مصنوعی: این فقیه در مورد عقل صحبت میکند، ولی سخنش از جنس عقل نیست.
بیاو نباشد دور اگر گریان شوم
دوری بگریاند کلوخ و سنگ را
هوش مصنوعی: اگر او را نداشته باشم، حتی اگر برای من دوری پیش بیاید، این دوری به قدری دردناک است که میتواند کلوخ و سنگ را هم به گریه درآورد.
ای همرهان، پیش دهان تنگ او
یاد آورید این عاشق دلتنگ را
هوش مصنوعی: ای دوستان، به یاد او که معشوقی دارد و دلش پر از غم و دلتنگی است، در پیش او صحبت کنید و از حال او بگویید.
وی ساربان، طاقت نداری پای ما
سرباز کش یک لحظه پیش آهنگ را
هوش مصنوعی: ای ساربان، اگر طاقت نداری، پاهای ما را بردار و یک لحظه قبل از حرکت، به آهنگ دقت کن.
ناچار باشد هر فراقی را اثر
وانگه فراق یار شوخ شنگ را
هوش مصنوعی: هر جدایی نشانهای دارد و جدایی از یار پرنشاط و بازیگوش هم به طور خاص تأثیر خود را میگذارد.
ای آنکه کردی رخ به جنگ اوحدی
او صلح میجوید، رها کن جنگ را
هوش مصنوعی: ای کسی که با چهرهات به جنگ با او آمدهای، اما او دنبال صلح است، پس بهتر است درگیری را کنار بگذاری و به صلح فکر کنی.