برگردان به زبان ساده
گفته بودم با تو من: کان جا نباید رفتنت
ور ضرورت میروی با ما نباید رفتنت
هوش مصنوعی: من به تو گفته بودم که نباید به آنجا بروی، اما اگر واقعاً نیاز داری بروی، نباید بهتنهایی بروی.
دشمن پر در کمین داری و دستی بر کمان
گرنه تیری، ای پسر، تنها نباید رفتنت
هوش مصنوعی: دشمنان در کمین تو هستند و تو هم باید احتیاط کنی و آماده دفاع باشی؛ چون اگر بیاحتیاط بروی، ممکن است آسیب ببینی. به همین خاطر، نباید به تنهایی قدم برداری.
راه پر چاهست و شب بیگاه و صحرا بیپناه
بیدلیلی پر دل دانا نباید رفتنت
هوش مصنوعی: راه پر از چالههاست و شب در تاریکی، صحرا بیپناه است. بدون دلیل و آگاهی نباید به سفر رفت.
مشکل خود را ز رای خردهدانی بازپرس
راه جویی، پیش نابینا نباید رفتنت
هوش مصنوعی: اگر به دنبال راه حلی برای مشکلت هستی، بهتر است از نظر کسی که در این زمینه تجربه و دانش کافی دارد کمک بگیری و به سراغ کسانی که اطلاعات محدودی دارند نروید.
زین من و او دور شو، گز ز آن مایی کین طریق
راه توحیدست، با غوغا نباید رفتنت
هوش مصنوعی: از من و او فاصله بگیر، زیرا این مسیر، راهی برای رسیدن به یکتاپرستی است که با ناله و هیاهو نمیتوان در آن قدم گذاشت.
خود نمایی پیش ما عین ریا باشد، تو نیز
گر مرایی نیستی، پیدا نباید رفتنت
هوش مصنوعی: اگر در حضور ما تظاهر کنی، این تنها دروغی است. بنابراین اگر خود را هم پنهان کنی، بهتر است که هیچگاه به اینجا نیایی.
اوحدی، چون جای خود زین پرده بیرون ساختی
گر برآید فتنهای، از جا نباید رفتنت
هوش مصنوعی: اوحدی، وقتی که از این حجاب و پرده بیرون آمدی و به جایگاه خود رسیدی، اگر مشکلی یا فتنهای پیش بیاید، نباید از جایگاهت حرکت کنی یا به آن توجهی کنی.