برگردان به زبان ساده
زمانی خاطرم خوش کن به وصل روی گل رنگت
که دل تنگم ز سودای دهان کوچک تنگت
هوش مصنوعی: مدتی خاطرم را شاد کن با حضور زیبای تو، چرا که دلتنگم به یاد دهان کوچک و زیبایت.
از آن چون مهر زر دایم فرو بستست کار من
که مهر زر نمیورزد دل بیمهر چون سنگت
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه عشق و محبت من مانند گوهر زری است که همیشه محفوظ و بسته است، دل بیعشق و محبت تو مثل سنگ سرد و بیاحساس است و ارزش آن را ندارد.
اگر سالی نمیبینی نشان، هرگز نمیپرسی
کجا پرسی نشان من؟ که هست از نام من ننگت
هوش مصنوعی: اگر سالی هیچ نشانی از من نمیبینی، هیچ وقت نمیپرسی که نشانهام کجاست؟ چون از نام من خجالتزدهای.
به حسن غمزه و قامت ببردی دل جهانی را
فغان از قامت چالاک و آه از غمزهٔ شنگت!
هوش مصنوعی: با زیبایی و ناز و زیباییات، دلهای زیادی را به درد آوردی. از قامت زیبا و چالاکت فریاد برمیآید و از نگاه جذاب و فریبایت، آه و نالهای بلند است!
گناه هر که در عالم، بیامرزد ز بهر تو
اگر پیش خدا آرند فردا بر همین رنگت
هوش مصنوعی: اگر کسی در دنیا به خاطر تو از گناهش بگذرد، فردا که پیش خدا بروند، رنگش همان خواهد بود.
مرا از رنگ و دستان تو بوی آن همی آید
که هم دستان زبون گردد ز دستان و ز نیرنگت
هوش مصنوعی: بوی محبت و زیبایی تو را حس میکنم، آنقدر که در مسیر زیبا و دلانگیزت، دیگران هم به دلباختگی و شگفتی میافتند و از دروغ و فریب تو به حیرت میرسند.
مکن پنهان ز چشم من بیاض روز روی خود
که ما را کرد سودایی سواد زلف شبرنگت
هوش مصنوعی: دیدهام را از دیدن روشنی چهرهات محروم نکن و آن را پنهان نکن، چرا که موی سیاهت ما را دیوانه و شیدا کرده است.
ترا با اوحدی جنگست و ما را فکر آن در دل
که سر در پایت اندازیم،اگر باشد سر جنگت
هوش مصنوعی: تو با اوحدی در جنگ هستی و ما در دل به این فکر میکنیم که اگر جنگ تو بر اساس سر تو باشد، سرمان را در پای تو بگذاریم.