برگردان به زبان ساده
به وقت گل پی معشوق و باده باید رفت
سوار عیش تراند، پیاده باید رفت
هوش مصنوعی: زمانی که بهار و گلزاری فرامیرسد، باید به دنبال محبوب و لذت زندگی رفت. اما برای رسیدن به این خوشی و شادی، گاهی لازم است که با آرامش و بدون عجله حرکت کرد.
چمن بسان بهشتی گشاده روی طرب
در آن بهشت به روی گشاده باید رفت
هوش مصنوعی: چمن مانند بهشتی است که در آن شادی و نشاط موج میزند. برای رسیدن به آن خوشبختی و لذت، باید با روی باز و خوش به آنجا رفت.
بهشت خوش نبود بیجمال نازک یار
یکی دو ره پی آن حورزاده باید رفت
هوش مصنوعی: بهشت بدون زیبایی معشوق دلانگیز، خوشایند نیست. برای رسیدن به آن حوری زیبا، باید یک یا دو راه را پیمود.
ز سیب ساده بود شاخها به موسم گل
به بوی آن رخ چون سیب ساده باید رفت
هوش مصنوعی: در فصل گل، شاخهها به خاطر بوی خوش سیب، سادگی و زیبایی خود را نشان میدهند و باید مثل سیب ساده و بیآلایش، به سوی این زیباییها رفت.
چون سر برون نهی از شهر و روی در صحرا
بزرگزادگی از سهر نهاده باید رفت
هوش مصنوعی: وقتی از شهر خارج میشوی و روی به دشت میآوری، باید به خاطر بزرگزادگیت از خودت مراقب باشی و راه درست را پیش بگیری.
در آن زمان که به عزم طرب شوی بر پای
نشاط باده به سر در فتاده باید رفت
هوش مصنوعی: زمانی که به قصد خوشی و شادی قدم برمیداری، لازم است که با روحیهای شاداب و سرشار از نشاط به دنبال باده و شادی بروی.
برای کاسه گرفتن سبو چو زد زانو
پیاله وار بر ایستاده باید رفت
هوش مصنوعی: برای اینکه بتوانیم از یک ظرف پر آب استفاده کنیم، باید به گونهای درست و با احتیاط عمل کنیم. بنابراین باید به آرامی و با دقت زانو بزنیم و به یک حالت مناسب بایستیم تا موفق شویم.
ز باده پر قدحی چند نوش کرده دگر
به دست بر قدحی پر ز باده باید رفت
هوش مصنوعی: تعدادی جام را از شراب نوشیدهام و حالا لازم است دوباره جامی پر از شراب بردارم و به سمت آن بروم.
ازین جهان چو همی باید، اوحدی، رفتن
به کام داد دل خویش داده باید رفت
هوش مصنوعی: در این دنیا که زندگی میکنیم، اگر میخواهیم به خوبی از آن بهرهمند شویم، باید با رضایت و آرامش بخشی از دل خود را به سمت رفتن و انتقال بسپاریم.