برگردان به زبان ساده
تا بر دوست بار نتوان یافت
دل بر ما قرار نتوان یافت
هوش مصنوعی: تا زمانی که نتوانی محبت و محبت را از دوست به دست آوری، نمیتوانی آرامش و قرار در دل خود پیدا کنی.
تا نیاید نگار ما در کار
کار ما چون نگار نتوان یافت
هوش مصنوعی: تا زمانی که محبوب ما در کارهایمان نباشد، هیچ یک از آثار و زیباییهایی که به جا میآوریم، به خاطر نگار نیست و نمیتوان به آن زیبایی دست پیدا کرد.
بیدهان و لب چو شکر او
عاشقان را شکار نتوان یافت
هوش مصنوعی: کسی که بیصدا و بدون سخن بماند، مانند شکر است و نمیتوان شکار عشق را در میان آنها پیدا کرد.
گر بپرسیدنم نهد گامی
جز دل و جان نثار نتوان یافت
هوش مصنوعی: اگر از من بپرسی، تنها چیزی که میتوانم به تو تقدیم کنم، دل و جانم است و غیر از این، چیزی دیگر نمیتوانی پیدا کنی.
به جز اندر دهان و جز لب او
زندگانی دوبار نتوان یافت
هوش مصنوعی: جز در دهان و لب او، نمیتوان زندگی را دوباره تجربه کرد.
در جهان از شمار شوخی او
تا به روز شمار نتوان یافت
هوش مصنوعی: در دنیا هیچکس نتوانسته است به اندازهی او در شوخی و لطافت به شمارش بیفتد و روزشمار کند.
بر وفا دل منه، که خوبان را
به وفا استوار نتوان یافت
هوش مصنوعی: به دل خود اتکا نکن، زیرا نمیتوان در میان نیکان به وفاداری پایدار دست پیدا کرد.
اوحدی، کار عشق کن، که به نقد
به ازین هیچ کار نتوان یافت
هوش مصنوعی: کار عشق را انجام بده، زیرا بهراستی هیچ کاری به ارزش و اهمیت آن پیدا نمیشود.
پایدار، ار بگیردت غم عشق
عشق بیگیر ودار نتوان یافت
هوش مصنوعی: اگر غم عشق تو را دربر گیرد، پایدار باش. زیرا عشق واقعی آسان به دست نمیآید و نمیتوان آن را به سادگی یافت.