برگردان به زبان ساده
روی تو، که قبلهٔ جهانست
از دیدهٔ من چرا نهانست؟
هوش مصنوعی: چرا چهره زیبای تو که مرکز توجه و عشق من است از دیدگانم پنهان است؟
جایی به جز از درت ندارم
گر درنگری، به جای آنست
هوش مصنوعی: من هیچ جای دیگری ندارم که بروم جز در خانۀ تو، و اگر تو نگاهی به من بیندازی، در واقع همین جاست که باید باشم.
در دل زدهای تو آتش عشق
وین آه، که میزنم، دخانست
هوش مصنوعی: در دل تو آتش عشق شعلهور شده و این آهی که من میکشم، فقط دود آن آتش است.
دل یاد تو در ضمیر دارد
آن نیست که بر سر زبانست
هوش مصنوعی: دل من همیشه یاد تو را در خود دارد، این احساس فقط به زبان نمیآید.
این سر، که به عاشقی سبک شد
بی روی تو بر تنم گرانست
هوش مصنوعی: این سر که به خاطر عشق به تو سبک شده، حالا بدون حضورت سنگین و دشوار شده است.
وصل تو به دین و دل خریدم
گر سود کنیم وگر زیانست
هوش مصنوعی: من به خاطر وصال تو، جان و دل خود را به خطر میاندازم، چه در این کار سرمایهام را سود ببینم و چه زیان.
یک بوسه اگر به جان فروشی
منت مینه، که رایگانست
هوش مصنوعی: اگر یک بوسه تقدیم کنی، ارزش آن را نخواهی داشت که انتظار تقدیر و پاداش داشته باشی، چرا که این کار به راحتی و بدون هزینه انجام میشود.
با من تن لاغر و دل تنگ
از عشق تو کمترین نشانست
هوش مصنوعی: من بدنی لاغر و دلی ناراحت دارم که عشق تو کمترین نشانهاش است.
ما را ز غم تو اوحدیوار
جان بر کف و خرقه در میانست
هوش مصنوعی: به خاطر غم تو، من مانند اوحدی، جانم را در دست گرفتهام و در میانه، درویشوار لباس صوفیانه به تن دارم.