برگردان به زبان ساده
جهان به دست تو دادند، تا ثواب کنی
خطا ز سر بنهی، روی در صواب کنی
هوش مصنوعی: جهان به تو سپرده شده تا کارهای خوب انجام دهی، پس اشتباهات را فراموش کن و به سمت کارهای درست برو.
فلک چو نامه فرستد ز مشکلی به جهان
به فکر خویشتن آن نامه را جواب کنی
هوش مصنوعی: اگر سرنوشت مشکلی را برای انسان به وجود آورد، او باید در ابتدا به خود فکر کند و به آن مسئله پاسخ دهد.
شود به عهد تو بسیار فتنهها بیدار
چو عشق بازی و سیکی خوری و خواب کنی
هوش مصنوعی: در زمان وفاداری تو، فتنهها و آشوبهای زیادی به وجود میآید. در این میان، عشق و لذتجویی و خوابپردازی نقش مهمی ایفا میکند.
مهل خراب جهان را به دست ظلم، که زود
تو هم خراب شوی، گر جهان خراب کنی
هوش مصنوعی: به دیگران اجازه نده که با ظلم و بیعدالتی دنیا را خراب کنند، زیرا اگر این کار را انجام دهند، خودشان نیز به زودی دچار خرابکاری و ویرانی خواهند شد.
چو دور دولت تست، ای امیر ملک، بکوش
که نام نیک درین دولت اکتساب کنی
هوش مصنوعی: ای امیر کشور، زمانی که به تو خوشبختی و قدرت روی آورده است، تلاش کن تا نام و یاد نیکویی برای خود به جا بگذاری و در این دوران از آن بهرهمند شوی.
بدانکه: نام شبانی نیاید از تو درست
که گله را همه در عهدهٔ ذئاب کنی
هوش مصنوعی: بدان که نمیتوانی به درستی خود را شبان معرفی کنی، زیرا مسئولیت گله را به عهدهٔ گرگها میگذاری.
شود چو قصهٔ عود و رباب قصهٔ تو
چو دل بدعد دهی، گوش بر رباب کنی
هوش مصنوعی: زمانی که داستان تو مانند داستان عود و رباب زیبا و دلنشین شود، اگر دل را به تو بسپاری، باید به نغمههای دلانگیز آن گوش بسپاری.
به قتل دشمن خود گر شتاب نیست ترا
یقین شناس که: بر قتل خود شتاب کنی
هوش مصنوعی: اگر در کشتن دشمن خود عجله نمیکنی، به خوبی میدانی که اگر دست به کار شوی، در واقع خود را نیز به خطر میاندازی.
روا مدار که: از بهر پهلوی بریان
هزار سینه به سیخ جفا کباب کنی
هوش مصنوعی: اجازه نده که به خاطر لذتی زودگذر، هزاران قلب را مورد آزار و شکنجه قرار دهی.
قراضهای زر بیوگان مسکینست
قلادها که تو در گردن کلاب کنی
هوش مصنوعی: سکههای کهنه طلا برای زنهای بیچاره بیارزش است، مانند زنجیری که تو به گردن گرگ بیندازی.
میان دوزخ و خلق تو بس تفاوت چیست؟
چو خلق را همه از خلق خود عذاب کنی
هوش مصنوعی: بین عذابهای دوزخ و آزارهایی که از طرف مردم بر تو میآید، چه تفاوتی وجود دارد؟ چون تو با رفتار و احساسات خود، به دیگران آسیب میزنی.
ترا از آنچه که چون گل در آتشست کسی؟
که جای خویشتن اندر گل و گلاب کنی
هوش مصنوعی: آیا کسی هست که تو را از آن چیزهایی که مانند گلی در آتش میسوزند، بشناسد؟ که تو بتوانی در میان گل و گلاب، جایگاه خود را به دست آوری.
نگاه کن: که گر اینها که میکنی با خلق
کنند با تو زمانی، چه اضطراب کنی؟
هوش مصنوعی: به خودت بیندیش که اگر رفتارهایت با دیگران به خودت برگردد و تجارب مشابهی را تجربه کنی، چه نیازی به نگرانی و اضطراب است؟
به جانب تو نهان بس خطابهاست ز غیب
ولی تو گوش نداری، که بر خطاب کنی
هوش مصنوعی: خیلی از پیامها و نداها از دور و از عالم غیب به سمت تو میآیند، اما تو به آنها توجهی نمیکنی تا بتوانی پاسخ دهی.
چو پیر گشتی و پیری رسول رفتن تست
چه اعتماد بر این خیمه و طناب کنی؟
هوش مصنوعی: زمانی که به سن پیری رسیدی و دوره جوانی به پایان رسید، باید بر رفتن و تغییرات زندگی اعتماد داشته باشی. پس برای چه به این دنیای گذرا و ناپایدار تکیه کنی؟
به پیش آب جهان خانهایست بیبنیاد
نه محکمست عمارت، که پیش آب کنی
هوش مصنوعی: در جلو آب، خانهای وجود دارد که بنایی ندارد و استحکام لازم را ندارد. این نشاندهندهی عدم ثبات و بیپایه بودن آن است که در برابر آب، مستحکم نخواهد بود.
ز سر جوان نتوانی شد، ار چه در پیری
ز مشک سوده سر خویش را خضاب کنی
هوش مصنوعی: اگرچه میتوانی در پیری موهای خود را با رنگ مشکین رنگ کنی، اما هرگز نمیتوانی جوانی را به دست آوری.
به قول اوحدی ار ذرهای برآری سر
ز روشنی رخ خود را چو آفتاب کنی
هوش مصنوعی: اگر کمی از روشنی چهرهات را آشکار کنی، حتی اگر به اندازه یک ذره باشد، میتوانی مثل آفتاب درخشان باشی.