برگردان به زبان ساده
همی روم بمراد و همی زیم به امان
بجاه و دولت و نام خدایگان جهان
هوش مصنوعی: به سمت خواستهام میروم و در امنیت به زندگی ادامه میدهم، در سایهی مقام و ثروت و به نام خدای بزرگ جهان.
سر ملوک جهان میر نصر ناصر دین
سپاهدار خراسان برادر سلطان
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف شخصیتی پرداخته که دارای مقام و موقعیت بالایی در جهان است. او فرماندهی را بر عهده دارد که نه تنها در عرصه نظامی مشغول به خدمت است، بلکه همچنین در دفاع از دین و کشور خود نیز نقش مهمی ایفا میکند. این فرد ارتباط نزدیکی با سلطان دارد و به نوعی به عنوان برادر او شناخته میشود.
کهینه عرصه ای از جاه او فزون ز فلک
کمینه جزوی از قدر او مه از کیوان
هوش مصنوعی: ساحت عظیم وجود او از آسمانهای پستتر بیشتر است و جزئی از مقام او، ماهی است که از ستارهها متولد شده است.
کسی که جز بتواضع بدو نگاه کند
برآید از لب چشمش بجای مژه سنان
هوش مصنوعی: کسی که با تواضع به او نگاه کند، به جای مژههایش چشمانی شگفتانگیز و خیرهکننده خواهد دید.
چو دید دشمن کو تیر در کمان پیوست
برون جهد ز قفا دیده هاش چون پیکان
هوش مصنوعی: وقتی دشمن را دید که تیرش را در کمان گذاشته، به سرعت از پشت به او حمله کرد و چشمانش مانند پیکان تند و تیز شده بود.
ز بهر آنکه ز نی شاه را قلم باید
نرست هیچ نی از خاک تا نبست میان
هوش مصنوعی: به خاطر این که برای نوشتن درباره پادشاه، باید از نی استفاده کرد، هیچ نیای از خاک برنخیزد و به هم نپیوندد.
سخاش را وطن اندر سیاهی قلم است
چنانکه در ظلماتست چشمۀ حیوان
هوش مصنوعی: سخاوتش مانند نوری در تاریکی نوشتهها است مانند چشمهای که در دل شب وجود دارد.
بجای علمش جهلست علم افلاطون
بجای عدلش ظلمست عدل نوشروان
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که علمی که افلاطون آورده نیست جز جهل، و انصاف و عدلی که از نوشروان ذکر میشود، در حقیقت به ظلم تبدیل شده است. یعنی آنچه که به عنوان علم و عدل شناخته میشود، در واقع خلاف آن چیزی است که باید باشد.
بدیده بوسد پیروزی آن رکاب بلند
بروی ساید بخت آن خجسته شادروان
هوش مصنوعی: کسی که لعاب پیروزی را میبیند، بر روی اسب بلندش مینشیند و به سمت جانب خوشبختی آن روح شاد میراند.
ز باد طبعش و از کوه حلم ، این عجبست
که او به باد سبک برگرفته کوه گران
هوش مصنوعی: این شگفتی را باید در نظر گرفت که بر اثر خصلتهای نرم و لطیف او و همچنین صبر و استقامتش، او توانسته است با آسانی و سبکی، کوهی سنگین را به دوش بکشد.
فضایلش به جهان از در قیاس هواست
نه جای گیرو گرفته جهان کران بکران
هوش مصنوعی: فضایل او در جهان به حدی است که نمیتوان آنها را با هیچ چیز دیگری مقایسه کرد و جایگاهش در جهانی که برای خودش دارد، بسیار فراتر از همه مرزها و محدودیتها است.
همه خصالش پر فایده است چون حکمت
همه کلامش پر معجزه است چون فرقان
هوش مصنوعی: این شخص تمامی ویژگیهایش سودمند است و مانند حکمت، همه سخنانش شگفتانگیز و معجزهآساست.
از آنکه در همه هستی همی بود موجود
مدیح او بچه ماند به حجت یزدان
هوش مصنوعی: چون در همه جا وجود او برقرار است، ستایش او چگونه میتواند از فرزند خداوند دور بماند؟
امان خلق ضمان کرد جود او ز خدای
امان خواستۀ خویش را نکرد ضمان
هوش مصنوعی: محبت و بخشش خداوند به بندگانش، امنیت و پناهگاهی برای آنها فراهم کرده است، اما خود انسانها همچنان در پی خواستهها و نیازهای خود هستند و در این راه از خداوند طلب یاری میکنند.
نه گر تو خدمت کاهی بکاهد او ز عطا
نه بیشی گنهت عفو او کند نقصان
هوش مصنوعی: اگر تو در خدمات خود کاهشی داشته باشی، او از بخششهای خود نمیکاهد و اگر گناهی نیز داشته باشی، او در عفو تو کوتاهی نمیکند.
ایا زمانه شده مقتدیّ همت تو
تو مقتدی و مروّت به نزد تو مهمان
هوش مصنوعی: آیا زمانه به زیبایی تو و همت بلند تو اقتدا کرده است؟ تو نه تنها پیشوای خوبی هستی، بلکه محبت و مردانگی هم در وجود توست و حالا دیگران به تو به عنوان مهمان احترام میگذارند.
اگر بگوئی جانی که زنده دارد تن
وگر نگوئی عقلی که زنده دارد جان
هوش مصنوعی: اگر بگویی که انسانی که زندگی دارد، جسمش زنده است، اما اگر نگویی، عقل او هم همانقدر زنده است که جان او.
بتو نشان دهم از تو ز بهر آنکه ترا
بتو شناسند ای شاه جز ترا بنشان
هوش مصنوعی: من میخواهم به تو نشان دهم که چقدر برایت ارزشمند هستی، تا دیگران هم تو را بشناسند. ای پادشاه، فقط تو را بر آن تخت بنشانم.
تو از بلندی چرخی و گردش تو هنر
تو از تمامی دهری و جنبش تو امان
هوش مصنوعی: تو در بلندی در حال چرخش هستی و این حرکت نشان talent تو است. جنبش تو از تمام زمانها و مکانها آزاد است.
بجای جهد قضائی که بشکنی تدبیر
بجای عهد وفایی که نشکنی پیمان
هوش مصنوعی: به جای تلاش برای شکستن تقدیر، بهتر است برای تغییر آن تدبیر کنی و به جای خیانت به عهد و پیمان، باید در وفای به آن بکوشی.
مبارکست بر احرار نام و خدمت تو
مرا نخست پدید آمده است ازین برهان
هوش مصنوعی: مبارک باد بر آزادگان که نام و خدمات تو برای من نخستین دلیل و نشانهای است.
مرا جوان خرد و پیر بخت بگزیدی
بنام تو خردم پیر گشت و بخت جوان
هوش مصنوعی: من جوانی را با خرد برگزیدم و بختی را که سالخورده بود. به نام تو، خرد من پیر شد و بخت من جوان گردید.
از آن سپس که نبودم ز خویشتن آگاه
بجاه تو ز من آگاه شد جهان بنشان
هوش مصنوعی: بعد از اینکه من به خودم آگاهی نداشتم، تو به من و جایگاه من آگاهی پیدا کردی و این دانش تو بر همه جهان تأثیر گذاشت.
چو خویشتن هنر و سیرت تو نام مرا
بگسترید به هندوستان و ترکستان
هوش مصنوعی: وقتی که شخصیت و هنر تو نام من را در سرزمینهای دور و نزدیک گسترش میدهد.
اگر بگیرد مدحت مرا به سحر حلال
بیاورم که همم قدرتست و هم امکان
هوش مصنوعی: اگر مدح و ستایش من را در سحرگاه بپذیری، من امکانات و تواناییهای لازم را برای برآورده کردن آن فراهم خواهم کرد.
نخست یادگر از روزنامه نام منست
به هر کجا سخن پارسی است در کیهان
هوش مصنوعی: اولین چیزی که از من در روزنامهها یاد شده، به هر جایی که سخن فارسی مطرح است، نام من در آنجا وجود دارد.
مرا شناسد لفظ بدیع و وزن غریب
مرا شناسد دعویّ دفتر و دیوان
هوش مصنوعی: کلمات زیبا و خوش آهنگ مرا میشناسند و همچنین وزنهای خاص شعر نیز برایشان آشناست. مرا به عنوان صاحب دعوی و نویسنده دفتر شعر و دیوان میشناسند.
زبان من به مدیح تو تا دراز شدست
به من دراز نشد دست محنت حدثان
هوش مصنوعی: زبان من به خاطر ستایش تو خیلی رسا و طولانی شده، اما دست غم و درد بر من دراز نشده است.
غذا ز نعمت تو خوردم و ز خوان پدر
نه از میانۀ راه و نه از در دکان
هوش مصنوعی: من از سفرهات غذا خوردم و نه از میانه راه و نه از داخل دکان پدرم.
موفقم بتو ای شاه و برکشیدۀ تو
وز آفرین تو اندر ایادی و احسان
هوش مصنوعی: من موفق هستم به خاطر تو ای شاه و کسی که تو را برگزیده است و به خاطر دستاوردهای تو در بخشندگی و نیکی.
به دولت تو هم امروز جاه دارم و عزّ
ز خدمت تو بزرگی و نام دارم و شان
هوش مصنوعی: من امروز به نعمت و ثروت تو دست یافتهام و به خاطر خدمت به تو بزرگ و معروف شدهام و مقام و منزلت دارم.
ز کس فرو نخورم تا سر تو سبز بود
مرا چه باک بود از فلان و از بهمان
هوش مصنوعی: من از هیچکس تغییری نمیپذیرم تا زمانی که تو در اوج و سرسبز باشی؛ بنابراین از دیگران هیچ نگرانی ندارم.
تو ابر رحمتی ای شاه ز آسمان هنر
همی بباری بر بوستان و شورستان
هوش مصنوعی: تو همچون ابر رحمت هستی، ای پادشاه، که از آسمان هنر بر باغ و مکانهای شادابی میافشانی.
بدین دو جای تو یکسان همی رسی لیکن
ز شوره گرد برآید چو نرگس از بستان
هوش مصنوعی: تو در دو مکان به یک اندازه به هدف میرسی، اما مانند نرگس که از باغ میروید، از زمین شورهزار نیز نمیتوانی بروی.
اگر چه درّ باصل از سرشک بارانست
نه درّ بگردد هرجا که برچکد باران
هوش مصنوعی: هر چند که مروارید اصل و گرانبها از قطره باران به وجود میآید، اما مروارید در هر جایی که باران بریزد، ایجاد نخواهد شد.
سرشک باران چون در پاک خواهد شد
صدف ستاند ز ابر آن سرشک را بدهان
هوش مصنوعی: وقتی باران میبارد، اشکهای آن به مانند مرواریدی در صدفی پنهان میشود و ابرها این اشکها را به بلورهای زیبا تبدیل میکنند.
همیشه تا که تموز و دی است ز آتش و آب
چو از هوا وز خاکست نوبهار و خزان
هوش مصنوعی: در هر زمانی که حرارت تابستان و سرمای زمستان وجود دارد، وجود آتش و آب نیز حس میشود. به همین ترتیب، در هوا و خاکستر، نشانههای فصلهای بهار و پاییز همواره دیده میشود.
بخوی نیک ببخش و بروز نیک بکوش
ببخت نیک بباش و بنام نیک بمان
هوش مصنوعی: به خوبی رفتار کن و در تلاش برای انجام کارهای خوب باش. با شانس و فرصتهای خوب همراه باش و همیشه نام نیک از خود به جا بگذار.