برگردان به زبان ساده
ای تُرک! چشم مستت بیمار خانهٔ دل
زلف تو دام جانها، خال تو دانهٔ دل
هوش مصنوعی: ای سوسن چشم مست تو، که دل را بیمار کردهای، زلفهای تو همچون دامهایی هستند که جانها را میگیرند و خال زیبای تو دانهای است که در دل نشسته است.
آن جا که ترک چشمت شست جفا گشاید
تیر بلا نیاید جز بر نشانهٔ دل
هوش مصنوعی: جایی که نگاه تو سختی و زخم ایجاد کند، مصیبت و بلا تنها به هدف دل خواهد رسید.
خونابهٔ سرشکم ریزند مردم چشم
از آستانهٔ تو تا آسمانهٔ دل
هوش مصنوعی: مردم به اندازهای از عشق و اشتیاق به تو غمگین و نگران هستند که اشکهایشان به صورتشان میریزد و دلشان به آسمان آرزوها پرواز میکند.
دل اوفتاده عاجز، بر آستانهٔ تو
تا عاجز اوفتادم بر آستانهٔ دل
هوش مصنوعی: دل من از عشق تو به زانو درآمده و به درگاه تو ناله میکند، چون که من هم در برابر محبت تو، ناتوان و زمینگیر شدهام.
دارد عبید مسکین دائم هوای عشقت
هم در میانهٔ جان هم در میانهٔ دل
هوش مصنوعی: عبید مسکین همیشه عاشق توست؛ عشق تو در عمق جان و دل او حضور دارد.