برگردان به زبان ساده
با ما نکرد آن بت سرکش وفا هنوز
آخر نشد میانهٔ ما ماجری هنوز
هوش مصنوعی: بت زیبا و سرکش با ما وفا نکرد و هنوز داستان ما به پایان نرسیده است.
ما خستگان در آتش شوقش بسوختیم
وان شوخ دیده سیر نگشت از جفا هنوز
هوش مصنوعی: ما که در آتش عشق او سوختیم و خستهایم، او همچنان به ظلم و جفا کردن ادامه میدهد و هیچگاه سیر نمیشود.
بعد از هزار درد که بر جان ما نهاد
رحمت نکرد بر دل مسکین ما هنوز
هوش مصنوعی: بعد از تحمل هزاران درد و رنجی که بر زندگی ما تحمیل شد، هنوز هیچ رحمت و نیکی بر دل بینوا و مظلوم ما نازل نشده است.
از کوی دوست بیخود و سرگشته میرویم
دل خسته بازمانده و چشم از قفا هنوز
هوش مصنوعی: ما از کوی دوست به حالتی سرگشته و بیخود عبور میکنیم. دلمان خسته و ناراحت است و چشمانمان هنوز به عقب نگاه میکنند.
بوسیست خونبهای من و لعل او مرا
صد بار کشت و میندهد خونبها هنوز
هوش مصنوعی: خونی که برای عشق او ریختم، بهای سنگینی است و هر بار که به خاطر این عشق در حال رنج و عذاب هستم، او هیچ گونه جبران یا پاداشی به من نمیدهد.
دل در شکنج طرهٔ پر پیچ و تاب او
مانده است در کشاکش دام بلا هنوز
هوش مصنوعی: دل در تنگنا و پیچیدهگیهای موهای او گم شده و هنوز در شرایط سخت و خطرناک گرفتار مانده است.
مسکین عبید در غم عشقش ز جان و دل
بیگانه گشت و یار نشد آشنا هنوز
هوش مصنوعی: عبید، که فردی بیچاره است، به خاطر عشقش به شدت غمگین و ناامید شده و به نوعی از خود بیگانه شده است، اما هنوز هم معشوقش به او نزدیک نشده و او را نمیشناسد.