برگردان به زبان ساده
دوش لعلت نفسی خاطر ما خوش میکرد
دیده میدید جمال تو و دل غش میکرد
هوش مصنوعی: دیشب وقتی به یاد تو بودم، لبخند زیبایت ذهنم را شاد کرد و با دیدن ظاهرت، قلبم تحتتأثیر قرار گرفت و به تپش افتاد.
روی زیبای تو با ماه یکایک میزد
سر گیسوی تو با باد کشاکش میکرد
هوش مصنوعی: زیبایی روی تو به قدری دلرباست که اگر ماه هم به آن نگاه کند، شرمنده میشود. همچنین گیسوان تو آنقدر دلنشین و خوشحالت است که با وزش باد به آرامی در حال نوسان و رقصیدن است.
سنبل زلف تو هرلحظه پریشان میشد
خاطر خستهٔ عشاق مشوش میکرد
هوش مصنوعی: زلفهای تو هر لحظه در هم و پریشان میشود و این موضوع دلهای خستهی عاشقان را به هم میریزد و آرامش آنها را بر هم میزند.
زو هر آن حلقه بر گوشهٔ مه میافتاد
دل مسکین مرا نعل در آتش میکرد
هوش مصنوعی: هر بار که حلقهٔ انگشتر به گوشهٔ ماه میافتاد، دل بیچارهی من مانند نعلی در آتش میسوزید.
تیر بر سینهام آن غمزهٔ فتان میزد
قصد خون دلم آن عارض مهوش میکرد
هوش مصنوعی: غمزهٔ جذاب تو مانند تیر به قلبم مینشیند و چهرهٔ زیبا و دلربایت قصد کشتن دلم را دارد.
از خط و خال و بناگوش و لب و چشم و رخت
هرکه یک بوسه طمع داشت غلط شش میکرد
هوش مصنوعی: هر کسی که از زیباییها و جذابیتهای چهره و اندام دیگری، امیدی به یک بوسه داشت، در حقیقت در اشتباه بود.
پیش نقش رخ تو دیدهٔ خونریز عبید
صفحهٔ چهره به خونابه منقش میکرد
هوش مصنوعی: چهرهٔ تو آنچنان زیبا و جذاب است که اشکها و خون دل من در آن نقش میبندد و به عنوان یک اثر هنری، صفحۀ صورت من را به زیبایی زینت میدهد.