برگردان به زبان ساده
بیش از این برگ فراق رخ جانانم نیست
بیش از این قوت سرپنجهٔ هجرانم نیست
هوش مصنوعی: دیگر نمیتوانم بیشتر از این دوری جدایی معشوقم را تحمل کنم. حس جدایی و دوری از او بیش از این برایم طاقتفرسا شده است.
کردهام عزم سفر بو که میسر گردد
میکنم فکر و جز این چاره و درمانم نیست
هوش مصنوعی: من تصمیم به سفر گرفتهام تا به مقصد برسم و برای این کار به فکر و تدبیر هستم، و جز این راهی برای رسیدن به هدفم ندارم.
روی در کعبهٔ جان کرده به سر میپویم
غمی از بادیه و خار مغیلانم نیست
هوش مصنوعی: در کعبهی وجود، به دنبال عشق و معرفت هستم و هیچ نگرانی از سختیها و مشکلات مسیر ندارم.
سیل گو راه در او بند به خوناب سرشک
غرق طوفان شده اندیشهٔ بارانم نیست
هوش مصنوعی: سرازیر شدن سیل، راه را در خود مسدود کرده و اشکها مانند خون ویرانگر شدهاند. به طوری که تفکر و اندیشهام در این طوفان و باران غرق شده است و دیگر نمیتوانم فکر کنم.
سر اگر میرود از دست بهل تا برود
سر سودای سر بی سر و سامانم نیست
هوش مصنوعی: اگر سرم از دست میرود، نگران نباشید، بگذارید برود؛ چون هیچ امیدی به آرامش و سامان نداشتهام.
حسرت دیدن یاران جگرم سوخت عبید
بیش از این طاقت نادیدن یارانم نیست
هوش مصنوعی: آرزو و اشتیاق دیدن دوستانم باعث میشود که قلبم به شدت درد کند. دیگر نمیتوانم بیشتر از این دوری و نادیدن آنها را تحمل کنم.